re-inflated ball
توپ دوباره باد شده
tire re-inflated
لاستیک دوباره باد شده
re-inflated tires
لاستیکهای دوباره باد شده
being re-inflated
در حال دوباره باد شدن
re-inflated slowly
آهسته دوباره باد شده
re-inflated again
دوباره دوباره باد شده
they re-inflated
آنها دوباره باد کردند
the stock market re-inflated after a period of decline.
بازار سهام پس از دورهای از کاهش، دوباره متورم شد.
hopes for a quick resolution re-inflated following the talks.
امیدها برای حلوفصل سریع پس از مذاکرات دوباره متورم شد.
the economy re-inflated, showing signs of recovery.
اقتصاد دوباره متورم شد و نشانههایی از بهبود نشان داد.
public confidence in the project re-inflated after the success.
اعتماد عمومی به پروژه پس از موفقیت دوباره متورم شد.
the debate over the proposal re-inflated with new evidence.
بحث درباره پیشنهاد با شواهد جدید دوباره متورم شد.
the team's morale re-inflated after their victory.
روحیه تیم پس از پیروزیشان دوباره متورم شد.
interest in the topic re-inflated with the release of the new study.
علاقه به موضوع با انتشار مطالعه جدید دوباره متورم شد.
the rivalry between the two companies re-inflated quickly.
رقابت بین دو شرکت به سرعت دوباره متورم شد.
expectations for the product launch re-inflated significantly.
انتظارات برای عرضه محصول به طور قابل توجهی دوباره متورم شد.
the discussion about climate change re-inflated with the recent report.
بحث درباره تغییرات اقلیمی با گزارش اخیر دوباره متورم شد.
the feeling of optimism re-inflated after the positive news.
احساس خوشبینی پس از اخبار مثبت دوباره متورم شد.
re-inflated ball
توپ دوباره باد شده
tire re-inflated
لاستیک دوباره باد شده
re-inflated tires
لاستیکهای دوباره باد شده
being re-inflated
در حال دوباره باد شدن
re-inflated slowly
آهسته دوباره باد شده
re-inflated again
دوباره دوباره باد شده
they re-inflated
آنها دوباره باد کردند
the stock market re-inflated after a period of decline.
بازار سهام پس از دورهای از کاهش، دوباره متورم شد.
hopes for a quick resolution re-inflated following the talks.
امیدها برای حلوفصل سریع پس از مذاکرات دوباره متورم شد.
the economy re-inflated, showing signs of recovery.
اقتصاد دوباره متورم شد و نشانههایی از بهبود نشان داد.
public confidence in the project re-inflated after the success.
اعتماد عمومی به پروژه پس از موفقیت دوباره متورم شد.
the debate over the proposal re-inflated with new evidence.
بحث درباره پیشنهاد با شواهد جدید دوباره متورم شد.
the team's morale re-inflated after their victory.
روحیه تیم پس از پیروزیشان دوباره متورم شد.
interest in the topic re-inflated with the release of the new study.
علاقه به موضوع با انتشار مطالعه جدید دوباره متورم شد.
the rivalry between the two companies re-inflated quickly.
رقابت بین دو شرکت به سرعت دوباره متورم شد.
expectations for the product launch re-inflated significantly.
انتظارات برای عرضه محصول به طور قابل توجهی دوباره متورم شد.
the discussion about climate change re-inflated with the recent report.
بحث درباره تغییرات اقلیمی با گزارش اخیر دوباره متورم شد.
the feeling of optimism re-inflated after the positive news.
احساس خوشبینی پس از اخبار مثبت دوباره متورم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید