re-inflated

[ایالات متحده]/[ˌriːɪnˈfleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪnˈfleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.再次被充气。
v.再次充气;恢复到之前充气状态。

عبارات و ترکیب‌ها

re-inflated ball

توپ دوباره باد شده

tire re-inflated

لاستیک دوباره باد شده

re-inflated tires

لاستیک‌های دوباره باد شده

being re-inflated

در حال دوباره باد شدن

re-inflated slowly

آهسته دوباره باد شده

re-inflated again

دوباره دوباره باد شده

they re-inflated

آن‌ها دوباره باد کردند

جملات نمونه

the stock market re-inflated after a period of decline.

بازار سهام پس از دوره‌ای از کاهش، دوباره متورم شد.

hopes for a quick resolution re-inflated following the talks.

امیدها برای حل‌وفصل سریع پس از مذاکرات دوباره متورم شد.

the economy re-inflated, showing signs of recovery.

اقتصاد دوباره متورم شد و نشانه‌هایی از بهبود نشان داد.

public confidence in the project re-inflated after the success.

اعتماد عمومی به پروژه پس از موفقیت دوباره متورم شد.

the debate over the proposal re-inflated with new evidence.

بحث درباره پیشنهاد با شواهد جدید دوباره متورم شد.

the team's morale re-inflated after their victory.

روحیه تیم پس از پیروزی‌شان دوباره متورم شد.

interest in the topic re-inflated with the release of the new study.

علاقه به موضوع با انتشار مطالعه جدید دوباره متورم شد.

the rivalry between the two companies re-inflated quickly.

رقابت بین دو شرکت به سرعت دوباره متورم شد.

expectations for the product launch re-inflated significantly.

انتظارات برای عرضه محصول به طور قابل توجهی دوباره متورم شد.

the discussion about climate change re-inflated with the recent report.

بحث درباره تغییرات اقلیمی با گزارش اخیر دوباره متورم شد.

the feeling of optimism re-inflated after the positive news.

احساس خوش‌بینی پس از اخبار مثبت دوباره متورم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید