reflexes

[ایالات متحده]/ˈriːflɛksɪz/
[بریتانیا]/ˈriːflɛksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی پاسخ سریع به محرک‌ها؛ یک پاسخ غیرارادی به یک محرک؛ پاسخ شرطی؛ واکنش دروازه‌بان؛ تابش یا انعکاس

عبارات و ترکیب‌ها

quick reflexes

واکنش‌های سریع

sharp reflexes

واکنش‌های تیز

fast reflexes

واکنش‌های سریع

good reflexes

واکنش‌های خوب

natural reflexes

واکنش‌های طبیعی

motor reflexes

واکنش‌های حرکتی

instinctive reflexes

واکنش‌های غریزی

reflexes training

آموزش واکنش‌ها

visual reflexes

واکنش‌های بینایی

reflexes test

تست واکنش‌ها

جملات نمونه

he has quick reflexes when playing video games.

او هنگام بازی کردن بازی‌های ویدیویی، واکنش‌های سریعی دارد.

her reflexes are sharp, making her an excellent athlete.

واکنش‌های او سریع است و او را به یک ورزشکار عالی تبدیل می‌کند.

training can improve your reflexes significantly.

آموزش می‌تواند واکنش‌های شما را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

driving requires good reflexes to respond to sudden changes.

رانندگی به واکنش‌های خوب برای پاسخ به تغییرات ناگهانی نیاز دارد.

his reflexes saved him from falling off the bike.

واکنش‌های او از افتادن از دوچرخه او نجات داد.

martial artists often train to enhance their reflexes.

ورزشکاران هنرهای رزمی اغلب برای تقویت واکنش‌های خود آموزش می‌بینند.

reflexes can slow down with age, affecting coordination.

واکنش‌ها می‌توانند با افزایش سن کند شوند و بر هماهنگی تأثیر بگذارند.

she has lightning-fast reflexes, perfect for a goalkeeper.

او واکنش‌هایی سریع‌تر از رعد و برق دارد که برای یک دروازه‌بان عالی است.

practicing sports can help develop better reflexes.

تمرین کردن ورزش‌ها می‌تواند به بهبود واکنش‌ها کمک کند.

his reflexes kicked in just in time to avoid the accident.

واکنش‌های او دقیقاً در زمان مناسب برای جلوگیری از حادثه فعال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید