refracting

[ایالات متحده]/rɪˈfræktɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈfræktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خم کردن نور یا دیگر امواج زمانی که از طریق رسانه‌های مختلف عبور می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

refracting light

تابش نور

refracting telescope

تلسکوپ منشوری

refracting surface

سطح منشور

refracting prism

منشور

refracting wave

امواج منشوری

refracting index

شاخص شکست

refracting lens

لنز منشوری

refracting angle

زاویه شکست

refracting boundary

مرز شکست

refracting phenomenon

پدیده شکست

جملات نمونه

the glass prism is refracting the light into a spectrum of colors.

هرمی شیشه‌ای نور را به طیفی از رنگ‌ها منحرف می‌کند.

refracting light can create beautiful rainbow effects.

انحراف نور می‌تواند جلوه‌های رنگین‌کمانی زیبا ایجاد کند.

scientists study how different materials are refracting light.

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه مواد مختلف نور را منحرف می‌کنند.

the artist used refracting techniques to enhance the painting's depth.

هنرمند از تکنیک‌های انکساری برای افزایش عمق نقاشی استفاده کرد.

refracting telescopes allow us to see distant stars clearly.

تلسکوپ‌های انکساری به ما امکان می‌دهند تا ستارگان دوردست را به وضوح ببینیم.

when light is refracting, it changes direction as it enters a new medium.

هنگامی که نور منحرف می‌شود، با ورود به یک محیط جدید، جهت آن تغییر می‌کند.

refracting water droplets can create stunning visual effects.

قطرات آب انکساری می‌توانند جلوه‌های بصری خیره‌کننده ایجاد کنند.

the phenomenon of refracting is essential in optics.

پدیده‌ی انکسار در علم نورشناسی ضروری است.

refracting surfaces can distort images in interesting ways.

سطوح انکساری می‌توانند تصاویر را به روش‌های جالب تحریف کنند.

understanding refracting principles is important for photographers.

درک اصول انکسار برای عکاسان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید