refractor

[ایالات متحده]/rɪˈfræktə/
[بریتانیا]/rɪˈfræktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای که باعث تغییر جهت نور می‌شود (مانند تلسکوپ)؛ واسطه‌ای که نور را شکسته می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

refractor telescope

تلسکوپ رفلکتور

refractor lens

لنز رفلکتور

refractor design

طراحی رفلکتور

refractor optics

اپتیک رفلکتور

refractor type

نوع رفلکتور

refractor system

سیستم رفلکتور

refractor mount

نصب رفلکتور

refractor telescope mount

نصب تلسکوپ رفلکتور

refractor astronomy

اخترنابی رفلکتور

refractor adjustment

تنظیم رفلکتور

جملات نمونه

we need a refractor telescope for stargazing.

ما به یک تلسکوپ رفرکتور برای رصد ستارگان نیاز داریم.

the refractor design allows for clearer images of distant stars.

طراحی رفرکتور امکان ایجاد تصاویر واضح‌تری از ستارگان دوردست را فراهم می‌کند.

he prefers a refractor over a reflector telescope.

او ترجیح می‌دهد از یک تلسکوپ رفرکتور به جای یک تلسکوپ بازتابی استفاده کند.

refractor lenses are essential for high-quality photography.

لنزهای رفرکتور برای عکاسی با کیفیت بالا ضروری هستند.

the refractor's optics provide excellent color correction.

اپتیک‌های رفرکتور تصحیح رنگ عالی ارائه می‌دهند.

using a refractor can enhance your viewing experience.

استفاده از یک رفرکتور می‌تواند تجربه تماشای شما را بهبود بخشد.

many astronomers recommend a refractor for beginners.

بسیاری از منجمان یک رفرکتور را برای مبتدیان توصیه می‌کنند.

the refractor was invented in the 17th century.

تلسکوپ رفرکتور در قرن هفدهم اختراع شد.

adjusting the refractor can improve focus and clarity.

تنظیم رفرکتور می‌تواند باعث بهبود تمرکز و وضوح شود.

he studied the properties of a refractor in his physics class.

او خواص یک رفرکتور را در کلاس فیزیک خود مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید