reframes

[ایالات متحده]/riːˈfreɪmz/
[بریتانیا]/rɪˈfreɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازسازی یا سازماندهی مجدد کردن چیزی؛ بازسازی یا طراحی مجدد کردن؛ به چیزی چارچوب یا ساختار جدیدی بخشیدن.
v. شکل سوم زمان حال مفرد فعل "reframe"

عبارات و ترکیب‌ها

reframes the narrative

بازتعریف روایت

reframes as

به عنوان بازتعریف

reframes it as

آن را به عنوان بازتعریف

reframes our approach

رویکرد ما را بازتعریف می‌کند

جملات نمونه

she reframes the narrative from failure to a valuable learning experience.

او روایت را از شکست به یک تجربه یادگیری ارزشمند بازتعریف می‌کند.

the coach reframes defeat as motivation for continuous improvement.

مربی شکست را به عنوان انگیزه برای بهبود مستمر بازتعریف می‌کند.

he reframes the discussion to focus on innovative solutions rather than problems.

او بحث را به گونه‌ای بازتعریف می‌کند تا بر روی راه‌حل‌های نوآورانه به جای مشکلات تمرکز کند.

the editorial reframes the debate about climate change in economic terms.

مقاله تحریریه بحث در مورد تغییرات آب و هوایی را به اصطلاحات اقتصادی بازتعریف می‌کند.

she reframes her illness as a powerful wake-up call for self-care.

او بیماری خود را به عنوان یک بیدارباش قدرتمند برای مراقبت از خود بازتعریف می‌کند.

the manager reframes workplace conflict as an opportunity for team growth.

مدیر درگیری‌های محیط کار را به عنوان فرصتی برای رشد تیم بازتعریف می‌کند.

the therapist reframes negative thoughts into constructive affirmations.

درمانگر افکار منفی را به تأییدهای سازنده بازتعریف می‌کند.

the politician reframes the national crisis as a chance for unity.

سیاستمدار بحران ملی را به عنوان فرصتی برای وحدت بازتعریف می‌کند.

she reframes professional criticism as valuable feedback for development.

او انتقاد حرفه‌ای را به عنوان بازخورد ارزشمند برای توسعه بازتعریف می‌کند.

the historian reframes events through a social and cultural lens.

تاریخ‌نگار رویدادها را از طریق یک منشور اجتماعی و فرهنگی بازتعریف می‌کند.

he reframes personal challenges as stepping stones toward greater success.

او چالش‌های شخصی را به عنوان گام‌هایی در جهت موفقیت بیشتر بازتعریف می‌کند.

the documentary reframes the immigration debate around shared humanity.

مستند بحث در مورد مهاجرت را در مورد انسانیت مشترک بازتعریف می‌کند.

the teacher reframes student mistakes as natural parts of learning.

معلم اشتباهات دانش‌آموزان را به عنوان اجزای طبیعی یادگیری بازتعریف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید