regencies

[ایالات متحده]/ˈriːdʒənsiːz/
[بریتانیا]/ˈriːdʒənsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفتر یا دوره حکومت توسط وصی؛ منطقه‌ای که توسط وصی اداره می‌شود؛ حکومت یا اداره یک وصی

عبارات و ترکیب‌ها

local regencies

شهرستان‌های محلی

regional regencies

شهرستان‌های منطقه‌ای

historical regencies

شهرستان‌های تاریخی

administrative regencies

شهرستان‌های اداری

several regencies

چندین شهرستان

surrounding regencies

شهرستان‌های اطراف

new regencies

شهرستان‌های جدید

urban regencies

شهرستان‌های شهری

rural regencies

شهرستان‌های روستایی

provincial regencies

شهرستان‌های استانی

جملات نمونه

the regencies of the region are known for their rich culture.

مناطق این منطقه به خاطر فرهنگ غنی خود مشهور هستند.

several regencies are participating in the festival this year.

چندین منطقه امسال در جشنواره شرکت می‌کنند.

the regencies have different administrative structures.

مناطق دارای ساختارهای اداری متفاوتی هستند.

local regencies often collaborate on economic development projects.

مناطق محلی اغلب در پروژه‌های توسعه اقتصادی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

tourism is a major industry in many regencies.

گردشگری یک صنعت بزرگ در بسیاری از مناطق است.

regencies play a crucial role in local governance.

مناطق نقش مهمی در حکومت محلی ایفا می‌کنند.

some regencies have implemented innovative policies for sustainability.

برخی از مناطق سیاست‌های نوآورانه برای پایداری اجرا کرده‌اند.

regencies are often responsible for public services in their areas.

مناطق اغلب مسئول ارائه خدمات عمومی در مناطق خود هستند.

the regencies are working to improve infrastructure.

مناطق در تلاش برای بهبود زیرساخت‌ها هستند.

education programs are managed at the regency level.

برنامه‌های آموزشی در سطح منطقه مدیریت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید