regency

[ایالات متحده]/'riːdʒ(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/'ridʒənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاعده یا اختیاری موقتی توسط یک نایب السلطنه؛ سلطنت یک نایب السلطنه؛ نایب السلطنه

عبارات و ترکیب‌ها

Regency period

دوره رجنسی

Regency style

سبک رجنسی

hyatt regency

هتل رگنزى هایت

جملات نمونه

The house itself was full of Regency furniture.

خانه خود پر از مبلمان دوران رگنسي بود.

the walls were papered in a Regency stripe.

دیوارها با طرح رگنسي کاغذ ديوار شده بودند.

Nash is, to many, the Regency architect par excellence.

نش، برای بسیاری، معمار رگنسانس بی‌نظیر است.

regency policies and appointments that were later rescinded.

سیاست‌ها و انتصاب‌های دوران رگنسي که بعداً لغو شدند.

An entire subliterary genre, the Regency romance, exists to satisfy this desire.

یک ژانر فرعی ادبیاتی کامل، رمانزای رگنسي، وجود دارد تا این خواسته را برآورده کند.

The volunteers recently returned to the rural school in the Serang regency of Baten Province with books and stationery.

داوطلبان اخيراً با کتاب و لوازم التحریر به مدرسه روستایی در شهرستان سرنگ استان باتن بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید