regorged

[ایالات متحده]/rɪˈɡɔːdʒd/
[بریتانیا]/rɪˈɡɔrdʒd/

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل ماضی نقلی regorge

عبارات و ترکیب‌ها

regorged food

غذای بازیافت شده

regorged meal

وعده غذایی بازیافت شده

regorged contents

محتویات بازیافت شده

regorged material

مواد بازیافت شده

regorged items

وسایل بازیافت شده

regorged substance

ماده بازیافت شده

regorged matter

ماده بازیافت شده

regorged waste

ضایعات بازیافت شده

regorged fluid

سیال بازیافت شده

regorged debris

آوار بازیافت شده

جملات نمونه

after the feast, he regorged all the food he had eaten.

بعد از جشن، او تمام غذایی که خورده بود را بالا آورد.

the fish regorged its meal when it was caught.

ماهی غذایش را وقتی صید شد، بالا آورد.

she regorged the contents of her stomach after the roller coaster ride.

او بعد از سواری با شهربازی، محتویات معده‌اش را بالا آورد.

the dog regorged its food after eating too quickly.

سگ غذایش را بعد از خوردن خیلی سریع بالا آورد.

he felt sick and regorged his lunch in the bathroom.

او احساس ناراحتی کرد و ناهارش را در حمام بالا آورد.

the bird regorged its meal to feed its chicks.

پرنده غذایش را بالا آورد تا به جوجه‌هایش غذا دهد.

after the party, many guests regorged the excessive food and drink.

بعد از مهمانی، مهمانان زیادی غذای زیاد و نوشیدنی را بالا آوردند.

he regorged his dinner after feeling dizzy.

او بعد از احساس سرگیجه، شامش را بالا آورد.

the child regorged his snack after playing too hard.

کودک بعد از بازی زیاد، میان وعده‌اش را بالا آورد.

she regorged the medicine she had taken earlier.

او دارویی که قبلاً گرفته بود را بالا آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید