reacted

[ایالات متحده]/riˈæktɪd/
[بریتانیا]/riˈæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی react؛ مخالفت کردن؛ واکنش منفی به غذا و غیره نشان دادن؛ تحت یک واکنش شیمیایی قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

reacted quickly

به سرعت واکنش نشان داد

reacted positively

به طور مثبت واکنش نشان داد

reacted strongly

به شدت واکنش نشان داد

reacted negatively

به طور منفی واکنش نشان داد

reacted calmly

با آرامش واکنش نشان داد

reacted emotionally

با احساسات واکنش نشان داد

reacted swiftly

سریعاً واکنش نشان داد

reacted abruptly

ناگهانی واکنش نشان داد

reacted instantly

بلافاصله واکنش نشان داد

reacted appropriately

به طور مناسب واکنش نشان داد

جملات نمونه

he reacted quickly to the emergency situation.

او به سرعت به وضعیت اضطراری واکنش نشان داد.

she reacted positively to the feedback.

او به طور مثبت به بازخورد واکنش نشان داد.

the audience reacted with applause.

مخاطبان با تشویق واکنش نشان دادند.

they reacted strongly against the new policy.

آنها به شدت با سیاست جدید مخالفت کردند.

he reacted defensively when questioned.

وقتی سوال شد، او به صورت تدافعی واکنش نشان داد.

the dog reacted to the stranger's presence.

سگ به حضور غریبه واکنش نشان داد.

she reacted with surprise when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، او با تعجب واکنش نشان داد.

the team reacted well to the coach's strategy.

تیم به استراتژی مربی به خوبی واکنش نشان داد.

he reacted emotionally to the movie's ending.

او به طور احساسی به پایان فیلم واکنش نشان داد.

they reacted with laughter at the joke.

آنها با خنده به شوخی واکنش نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید