regularise

[ایالات متحده]/'reɡjuləraiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با قوانین یا اصول سازگار کردن، تنظیم کردن، سیستماتیک کردن، قانونی کردن.
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلregularised
زمان گذشتهregularised
صفت یا فعل حال استمراریregularising
شکل سوم شخص مفردregularises

جملات نمونه

About 70 hectares of both government and private land have been improved and action is in hand to regularise many existing business operations by granting short-term waivers and/or tenancies.

تقریباً 70 هکتار از زمین‌های دولتی و خصوصی بهبود یافته و اقداماتی برای قانونی کردن بسیاری از فعالیت‌های تجاری موجود از طریق اعطای معافیت‌های کوتاه‌مدت و/یا اجاره‌نامه‌ها در دست اقدام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید