normalizing data
نرمالسازی داده
normalize behavior
رفتار نرمالشده
normalize process
فرآیند نرمالسازی
normalize the relations between the two countries
نرمال کردن روابط بین دو کشور
Vietnam and China agreed to normalize diplomatic relations in 1991.
ویتنام و چین در سال 1991 با هم به توافق رسیدند تا روابط دیپلماتیک خود را عادی کنند.
normalize a patient's temperature; normalizing relations with a former enemy nation.
نرمال کردن دمای بیمار؛ عادی سازی روابط با یک کشور دشمن سابق.
3.to normalize operational manipulation and convert to paunch operation decidedly seasonably;
3. برای نرمال کردن دستکاری عملیاتی و تبدیل آن به عملیات شکمی به طور قاطعانه فصلی;
The normalized results indicate that the content of β cedrene in cedar wood oil is the highest, being about 33%.
نتایج نرمال شده نشان میدهد که محتوای β سدرن در روغن چدار چوب بالاتر است و حدود 33٪ است.
The results of tests show that the new subsampling method outperforms other subsampling methods in less extrema and convergence performance of the normalized mutual information.
نتایج آزمایشات نشان می دهد که روش نمونه برداری مجدد جدید در مقایسه با سایر روش های نمونه برداری مجدد در کمترین مقدار اکسترم و عملکرد همگرایی اطلاعات متقابل نرمال شده، بهتر عمل می کند.
The oils were analyzed by GC-MS and percentages were obtained by normalized peak areas, where main components are nootkatone, D-limonene, osthole, cis-linaloloxide, furfural, and trans.
روغنها با استفاده از GC-MS تجزیه و تحلیل شدند و درصدها از طریق مساحت پیک نرمال شده به دست آمد، که اجزای اصلی آن نووتکاتون، دی-لیمونن، استول، سیس-لینالوکسیید، فورفارال و ترانس هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید