reified concept
مفهوم عینیتیافته
reified idea
ایده عینیتیافته
reified object
شیء عینیتیافته
reified belief
باور عینیتیافته
reified theory
نظریه عینیتیافته
reified status
وضعیت عینیتیافته
reified value
ارزش عینیتیافته
reified relationship
ارتباط عینیتیافته
reified identity
هویت عینیتیافته
reified structure
ساختار عینیتیافته
his ideas were reified in the new policy.
ایدههای او در سیاست جدید ملموس شدند.
we need to reify our goals to make them achievable.
ما باید اهداف خود را ملموس کنیم تا به آنها دست یابیم.
the concept of freedom is often reified in literature.
مفهوم آزادی اغلب در ادبیات ملموس میشود.
her feelings were reified through her art.
احساسات او از طریق هنر خود ملموس شدند.
reifying abstract concepts can lead to misunderstandings.
ملموس کردن مفاهیم انتزاعی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
they reified their vision into a successful business model.
آنها چشمانداز خود را به یک مدل کسب و کار موفق ملموس کردند.
theories should be reified through practical applications.
نظریهها باید از طریق کاربردهای عملی ملموس شوند.
in this project, we reified community needs into actionable steps.
در این پروژه، ما نیازهای جامعه را به مراحل قابل اجرا ملموس کردیم.
reifying personal experiences can enhance storytelling.
ملموس کردن تجربیات شخصی میتواند داستانسرایی را بهبود بخشد.
he reified his dreams by taking concrete actions.
او با انجام اقدامات عملی، رویاهای خود را ملموس کرد.
reified concept
مفهوم عینیتیافته
reified idea
ایده عینیتیافته
reified object
شیء عینیتیافته
reified belief
باور عینیتیافته
reified theory
نظریه عینیتیافته
reified status
وضعیت عینیتیافته
reified value
ارزش عینیتیافته
reified relationship
ارتباط عینیتیافته
reified identity
هویت عینیتیافته
reified structure
ساختار عینیتیافته
his ideas were reified in the new policy.
ایدههای او در سیاست جدید ملموس شدند.
we need to reify our goals to make them achievable.
ما باید اهداف خود را ملموس کنیم تا به آنها دست یابیم.
the concept of freedom is often reified in literature.
مفهوم آزادی اغلب در ادبیات ملموس میشود.
her feelings were reified through her art.
احساسات او از طریق هنر خود ملموس شدند.
reifying abstract concepts can lead to misunderstandings.
ملموس کردن مفاهیم انتزاعی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
they reified their vision into a successful business model.
آنها چشمانداز خود را به یک مدل کسب و کار موفق ملموس کردند.
theories should be reified through practical applications.
نظریهها باید از طریق کاربردهای عملی ملموس شوند.
in this project, we reified community needs into actionable steps.
در این پروژه، ما نیازهای جامعه را به مراحل قابل اجرا ملموس کردیم.
reifying personal experiences can enhance storytelling.
ملموس کردن تجربیات شخصی میتواند داستانسرایی را بهبود بخشد.
he reified his dreams by taking concrete actions.
او با انجام اقدامات عملی، رویاهای خود را ملموس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید