reified

[ایالات متحده]/ˈriːɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈriːɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت reify
adj. ملموس یا محسوس ساخته شده
vt. تبدیل کردن چیزی انتزاعی به چیزی ملموس‌تر یا واقعی‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

reified concept

مفهوم عینیت‌یافته

reified idea

ایده عینیت‌یافته

reified object

شیء عینیت‌یافته

reified belief

باور عینیت‌یافته

reified theory

نظریه عینیت‌یافته

reified status

وضعیت عینیت‌یافته

reified value

ارزش عینیت‌یافته

reified relationship

ارتباط عینیت‌یافته

reified identity

هویت عینیت‌یافته

reified structure

ساختار عینیت‌یافته

جملات نمونه

his ideas were reified in the new policy.

ایده‌های او در سیاست جدید ملموس شدند.

we need to reify our goals to make them achievable.

ما باید اهداف خود را ملموس کنیم تا به آنها دست یابیم.

the concept of freedom is often reified in literature.

مفهوم آزادی اغلب در ادبیات ملموس می‌شود.

her feelings were reified through her art.

احساسات او از طریق هنر خود ملموس شدند.

reifying abstract concepts can lead to misunderstandings.

ملموس کردن مفاهیم انتزاعی می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they reified their vision into a successful business model.

آنها چشم‌انداز خود را به یک مدل کسب و کار موفق ملموس کردند.

theories should be reified through practical applications.

نظریه‌ها باید از طریق کاربردهای عملی ملموس شوند.

in this project, we reified community needs into actionable steps.

در این پروژه، ما نیازهای جامعه را به مراحل قابل اجرا ملموس کردیم.

reifying personal experiences can enhance storytelling.

ملموس کردن تجربیات شخصی می‌تواند داستان‌سرایی را بهبود بخشد.

he reified his dreams by taking concrete actions.

او با انجام اقدامات عملی، رویاهای خود را ملموس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید