reiter

[ایالات متحده]/'raɪtə/
[بریتانیا]/'raɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه در قرن‌های 16-17) سواره‌نظام آلمانی
Word Forms
جمعreiters

عبارات و ترکیب‌ها

reiter statement

بیانیه مجدد

reiter argument

استدلال مجدد

reiter request

درخواست مجدد

reiter claim

ادعای مجدد

reiter principle

اصل مجدد

reiter point

نقطه مجدد

reiter emphasis

تاکید مجدد

reiter position

موقعیت مجدد

reiter message

پیام مجدد

reiter focus

تمرکز مجدد

reiter call

تماس مجدد

reiter policy

سیاست مجدد

reiter opinion

نظر مجدد

reiter agreement

توافق مجدد

جملات نمونه

he is a reiter of the company's values.

او یک تکرار کننده ارزش‌های شرکت است.

during the meeting, she was a reiter of our main goals.

در طول جلسه، او یک تکرار کننده از اهداف اصلی ما بود.

the teacher is a reiter of the importance of hard work.

معلم یک تکرار کننده اهمیت کار سخت است.

as a reiter of the rules, he emphasized discipline.

به عنوان یک تکرار کننده قوانین، او بر انضباط تاکید کرد.

she acted as a reiter of our shared mission.

او به عنوان یک تکرار کننده مأموریت مشترک ما عمل کرد.

he often serves as a reiter of the safety protocols.

او اغلب به عنوان یک تکرار کننده پروتکل‌های ایمنی خدمت می‌کند.

the reiter of the policy explained its benefits.

تکرار کننده سیاست مزایای آن را توضیح داد.

as a reiter of the community's needs, she voiced concerns.

به عنوان یک تکرار کننده نیازهای جامعه، او نگرانی‌ها را بیان کرد.

he is known as a reiter of innovative ideas.

او به عنوان یک تکرار کننده ایده‌های نوآورانه شناخته می‌شود.

the reiter of the project goals helped clarify expectations.

تکرار کننده اهداف پروژه به روشن شدن انتظارات کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید