rejigged

[ایالات متحده]/riːˈdʒɪɡd/
[بریتانیا]/riˈdʒɪɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دوباره سازماندهی یا تنظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rejigged strategy

استراتژی بازبینی‌شده

rejigged plan

برنامه بازبینی‌شده

rejigged schedule

برنامه زمان‌بندی بازبینی‌شده

rejigged approach

رویکرد بازبینی‌شده

rejigged team

تیم بازبینی‌شده

rejigged project

پروژه بازبینی‌شده

rejigged budget

بودجه بازبینی‌شده

rejigged timeline

جدول زمانی بازبینی‌شده

rejigged resources

منابع بازبینی‌شده

rejigged priorities

اولویت‌های بازبینی‌شده

جملات نمونه

the project was rejigged to meet the new deadlines.

پروژه برای رسیدن به مهلت‌های جدید تنظیم مجدد شد.

after the feedback, we rejigged our marketing strategy.

پس از بازخورد، استراتژی بازاریابی خود را تنظیم مجدد کردیم.

the team rejigged the schedule to accommodate everyone's availability.

تیم برنامه زمانی را برای هماهنگی با در دسترس بودن همه تنظیم کرد.

they rejigged the budget to allocate more funds for research.

آنها بودجه را برای تخصیص بودجه بیشتر به تحقیقات تنظیم مجدد کردند.

we need to rejig our approach to improve efficiency.

ما باید رویکرد خود را برای بهبود کارایی تنظیم مجدد کنیم.

the design was rejigged based on user feedback.

طرح بر اساس بازخورد کاربر تنظیم مجدد شد.

she rejigged her plans after hearing the news.

او پس از شنیدن خبر برنامه‌های خود را تنظیم مجدد کرد.

the company rejigged its leadership team for better performance.

شرکت تیم رهبری خود را برای عملکرد بهتر تنظیم مجدد کرد.

to boost sales, they rejigged the product lineup.

برای افزایش فروش، آنها خط تولید محصول را تنظیم مجدد کردند.

the event was rejigged to include more interactive sessions.

رویداد برای گنجاندن جلسات تعاملی بیشتر تنظیم مجدد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید