relents

[ایالات متحده]/rɪˈlɛnts/
[بریتانیا]/rɪˈlɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمتر شدید یا شدیدتر شدن; نشان دادن همدردی یا رحمت; نرم شدن در نگرش یا احساس

عبارات و ترکیب‌ها

he relents

او کوتاه می‌آید

she relents

او کوتاه می‌آید

time relents

زمان کوتاه می‌آید

relents at last

در نهایت کوتاه می‌آید

relents too late

خیلی دیر کوتاه می‌آید

he never relents

او هرگز کوتاه نمی‌آید

she finally relents

او بالاخره کوتاه می‌آید

relents in time

به موقع کوتاه می‌آید

relents under pressure

تحت فشار کوتاه می‌آید

relents with love

با عشق کوتاه می‌آید

جملات نمونه

she finally relents and agrees to go to the party.

او بالاخره کوتاه می‌آید و موافقت می‌کند به مهمانی برود.

after much persuasion, he relents and helps us with the project.

پس از اصرار زیاد، او کوتاه می‌آید و به ما در پروژه کمک می‌کند.

the teacher relents and allows the students to retake the exam.

معلم کوتاه می‌آید و به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد امتحان را دوباره بدهند.

she rarely relents in arguments, but this time she did.

او به ندرت در بحث‌ها کوتاه می‌آید، اما این بار اینطور کرد.

he relents and admits he was wrong about the decision.

او کوتاه می‌آید و اعتراف می‌کند که در مورد تصمیم اشتباه کرده است.

the manager relents and gives the team an extra day off.

مدیر کوتاه می‌آید و به تیم یک روز مرخصی اضافی می‌دهد.

after a long discussion, she relents and changes her mind.

پس از بحث طولانی، او کوتاه می‌آید و نظرش را تغییر می‌دهد.

he relents and agrees to share his resources with others.

او کوتاه می‌آید و موافقت می‌کند منابع خود را با دیگران به اشتراک بگذارد.

the stubborn child finally relents and finishes his homework.

کودک سرسخت سرانجام کوتاه می‌آید و تکالیفش را انجام می‌دهد.

she relents when she sees how much it means to him.

او کوتاه می‌آید وقتی می‌بیند که برای او چقدر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید