pain reliever
تسکین دهنده درد
stress reliever
کاهشدهنده استرس
muscle reliever
رفع کننده درد عضلات
headache reliever
رفع کننده سردرد
anxiety reliever
رفع کننده اضطراب
medication reliever
رفع کننده اثرات داروها
tension reliever
کاهشدهنده تنش
allergy reliever
رفع کننده آلرژی
cough reliever
رفع کننده سرفه
cold reliever
رفع کننده سرماخوردگی
the pain reliever helped ease my headache.
داروی مسکن به تسکین سردرد من کمک کرد.
she took a reliever before her workout.
او قبل از ورزش خود یک داروی مسکن مصرف کرد.
he is a great stress reliever for me.
او یک آرامشبخش عالی برای من است.
the doctor prescribed a new reliever for asthma.
پزشک یک داروی مسکن جدید برای آسم تجویز کرد.
finding a hobby can be a good emotional reliever.
پیدا کردن یک سرگرمی میتواند یک راه خوب برای کاهش استرس عاطفی باشد.
she uses meditation as a stress reliever.
او از مدیتیشن به عنوان یک آرامشبخش برای استرس استفاده میکند.
the reliever worked quickly to reduce inflammation.
داروی مسکن به سرعت برای کاهش التهاب عمل کرد.
he found laughter to be the best reliever of tension.
او خنده را بهترین راه برای رفع تنش یافت.
over-the-counter relievers can be effective for mild pain.
داروهای مسکن بدون نسخه میتوانند برای درد خفیف موثر باشند.
she always carries a reliever in her bag.
او همیشه یک داروی مسکن در کیف خود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید