remoulded

[ایالات متحده]/rɪˈmaʊldɪd/
[بریتانیا]/rɪˈmoʊldɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره شکل دادن یا بازسازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

remoulded ideas

ایده‌های بازسازی‌شده

remoulded vision

چشم‌انداز بازسازی‌شده

remoulded beliefs

باورهای بازسازی‌شده

remoulded identity

هویت بازسازی‌شده

remoulded concepts

مفاهیم بازسازی‌شده

remoulded strategies

استراتژی‌های بازسازی‌شده

remoulded structures

ساختارهای بازسازی‌شده

remoulded narratives

روایت‌های بازسازی‌شده

remoulded practices

روش‌های بازسازی‌شده

remoulded relationships

روابط بازسازی‌شده

جملات نمونه

the old factory was remoulded into a modern art gallery.

کارخانه قدیمی به یک گالری هنری مدرن بازسازی شد.

after the accident, the car was remoulded for safety.

پس از حادثه، خودرو برای ایمنی بازسازی شد.

her perspective on life was remoulded by her travels.

دیدگاه او نسبت به زندگی با سفرش تغییر کرد.

the team remoulded their strategy to improve performance.

تیم برای بهبود عملکرد، استراتژی خود را بازسازی کرد.

he remoulded the clay into a beautiful sculpture.

او خاک رس را به یک مجسمه زیبا تبدیل کرد.

the company remoulded its image to attract younger customers.

شرکت برای جذب مشتریان جوان‌تر، چهره خود را بازسازی کرد.

they remoulded the old policies to better serve the community.

آنها سیاست‌های قدیمی را برای بهتر خدمت به جامعه بازسازی کردند.

her thoughts were remoulded through years of education.

افکار او در طول سال‌ها تحصیل تغییر کردند.

the project was remoulded after receiving feedback.

پس از دریافت بازخورد، پروژه بازسازی شد.

he remoulded the story to make it more engaging.

او داستان را برای جذاب‌تر کردن آن بازنویسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید