rendezvousing

[ایالات متحده]/ˈrɒndɛzvuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɒndɛzvuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ملاقات در زمان و مکان توافق شده

عبارات و ترکیب‌ها

rendezvousing soon

قرار ملاقات نزدیک

rendezvousing tonight

قرار ملاقات امشب

rendezvousing later

قرار ملاقات بعداً

rendezvousing here

قرار ملاقات اینجا

rendezvousing together

قرار ملاقات با هم

rendezvousing quickly

قرار ملاقات به سرعت

rendezvousing now

قرار ملاقات الان

rendezvousing soonest

قرار ملاقات هرچه زودتر

rendezvousing outside

قرار ملاقات بیرون

rendezvousing privately

قرار ملاقات خصوصی

جملات نمونه

we are rendezvousing at the café at noon.

ما قرار است در ساعت ۱۲ ظهر در کافه با هم ملاقات کنیم.

they enjoy rendezvousing at the park every weekend.

آنها از ملاقات در پارک آخر هفته لذت می برند.

rendezvousing with friends can be a great way to catch up.

دیدار با دوستان می تواند راهی عالی برای به روز رسانی اطلاعات باشد.

she was excited about rendezvousing with her old classmates.

او از ملاقات با همکلاسی های قدیمی خود هیجان زده بود.

they planned on rendezvousing near the train station.

آنها برنامه ریزی کردند که نزدیک ایستگاه قطار با هم ملاقات کنند.

rendezvousing at sunset made for a romantic evening.

دیدار در هنگام غروب خورشید، یک غروب عاشقانه را رقم زد.

after months apart, they finally succeeded in rendezvousing.

پس از ماه ها جدایی، آنها سرانجام موفق به ملاقات شدند.

rendezvousing at the museum was a delightful surprise.

دیدار در موزه یک غافلگیری دلپذیر بود.

we agreed on rendezvousing at the concert hall.

ما با هم قرار ملاقات در تالار کنسرت موافقت کردیم.

rendezvousing under the stars was magical.

دیدار زیر ستارگان جادویی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید