rente

[ایالات متحده]/rɛnt/
[بریتانیا]/rɛnt/

ترجمه

n. درآمد سالانه; مستمری; بهره بر روی اوراق قرضه دولتی بلندمدت; (فرانسوی) مستمری; درآمد سالانه; اوراق قرضه دولتی بلندمدت
Word Forms
جمعrentes

عبارات و ترکیب‌ها

low rente

نرخ پایین

high rente

نرخ بالا

fixed rente

نرخ ثابت

variable rente

نرخ متغیر

interest rente

نرخ بهره

rente rate

نرخ رنته

negative rente

نرخ منفی

annual rente

نرخ سالانه

rente payment

پرداخت رنته

rente increase

افزایش رنته

جملات نمونه

the bank offers a competitive rente for savings accounts.

بانک نرخ رقابتی برای حساب‌های پس‌انداز ارائه می‌دهد.

investors are concerned about rising rente.

سرمایه‌گذاران نگران افزایش نرخ هستند.

he calculated the total cost including the rente.

او هزینه کل را از جمله نرخ محاسبه کرد.

the rente on mortgages has decreased this year.

نرخ وام مسکن امسال کاهش یافته است.

they are negotiating a lower rente for their credit line.

آنها در حال مذاکره برای خط اعتبار خود نرخ پایین‌تر هستند.

understanding how rente works is essential for borrowers.

درک نحوه عملکرد نرخ برای وام گیرندگان ضروری است.

the rente for personal loans can vary significantly.

نرخ وام شخصی می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

he prefers fixed rente loans for stability.

او وام‌های با نرخ ثابت را به دلیل ثبات ترجیح می‌دهد.

she is looking for the best rente options available.

او به دنبال بهترین گزینه‌های نرخ موجود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید