reoriented

[ایالات متحده]/ˌriːˈɔːrɪəntɪd/
[بریتانیا]/ˌriˈɔrɪənˌtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انطباق یا تغییر جهت

عبارات و ترکیب‌ها

reoriented approach

رویکرد دوباره‌جهت‌دهی

reoriented strategy

استراتژی دوباره‌جهت‌دهی

reoriented focus

تمرکز دوباره‌جهت‌دهی

reoriented mindset

نگرش دوباره‌جهت‌دهی

reoriented goals

اهداف دوباره‌جهت‌دهی

reoriented priorities

اولویت‌های دوباره‌جهت‌دهی

reoriented vision

چشم‌انداز دوباره‌جهت‌دهی

reoriented values

ارزش‌های دوباره‌جهت‌دهی

reoriented direction

جهت‌گیری دوباره‌جهت‌دهی

reoriented resources

منابع دوباره‌جهت‌دهی

جملات نمونه

the company has reoriented its marketing strategy.

شرکت استراتژی بازاریابی خود را دوباره تغییر جهت داده است.

after the feedback, we reoriented our project goals.

پس از بازخورد، ما اهداف پروژه خود را دوباره تغییر جهت دادیم.

she reoriented her career towards environmental science.

او مسیر شغلی خود را به سمت علوم محیطی تغییر جهت داد.

the school reoriented its curriculum to include more technology.

مدرسه برنامه درسی خود را برای گنجاندن فناوری بیشتر تغییر جهت داد.

they reoriented their approach to customer service.

آنها رویکرد خود را به خدمات مشتریان تغییر جهت دادند.

we need to reorient our focus on sustainability.

ما باید تمرکز خود را بر پایداری دوباره تغییر جهت دهیم.

the team has reoriented its priorities for this quarter.

تیم اولویت‌های خود را برای این فصل دوباره تغییر جهت داده است.

his views were reoriented after attending the conference.

دیدگاه‌های او پس از شرکت در کنفرانس تغییر جهت یافت.

they reoriented their business model to adapt to market changes.

آنها مدل کسب و کار خود را برای انطباق با تغییرات بازار دوباره تغییر جهت دادند.

the organization has reoriented its mission statement.

سازمان بیانیه مأموریت خود را دوباره تغییر جهت داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید