repackage

[ایالات متحده]/riː'pækɪdʒ/
[بریتانیا]/ri'pækədʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره بسته بندی کردن.

جملات نمونه

the commission has repackaged its ideas.

کمیسیون ایده‌های خود را بسته‌بندی مجدد کرده است.

The company decided to repackage their products for the holiday season.

شرکت تصمیم گرفت محصولات خود را برای تعطیلات، بسته‌بندی مجدد کند.

She worked on repackage the old content into a new format.

او روی بسته‌بندی مجدد محتوای قدیمی در یک قالب جدید کار کرد.

The marketing team is brainstorming ideas to repackage the brand for a younger demographic.

تیم بازاریابی در حال بررسی ایده‌هایی برای بسته‌بندی مجدد برند برای یک گروه جمعیتی جوان‌تر است.

The artist decided to repackage their previous album with bonus tracks.

هنرمند تصمیم گرفت آلبوم قبلی خود را با ترک‌های اضافی بسته‌بندی مجدد کند.

They are planning to repackage the software to make it more user-friendly.

آنها قصد دارند نرم‌افزار را بسته‌بندی مجدد کنند تا کاربرپسندتر شود.

The company's strategy is to repackage their services to attract a wider audience.

استراتژی شرکت بسته‌بندی مجدد خدمات آنها برای جذب مخاطبان بیشتر است.

The designer had to repackage the product to meet the new regulations.

طراح باید محصول را بسته‌بندی مجدد کرد تا با مقررات جدید مطابقت داشته باشد.

The publisher decided to repackage the book with a new cover design.

ناشر تصمیم گرفت کتاب را با طراحی جلد جدید بسته‌بندی مجدد کند.

The company is looking to repackage their image to appeal to a younger generation.

شرکت به دنبال بسته‌بندی مجدد ظاهر خود برای جذب نسل جوان‌تر است.

She had to repackage her presentation to make it more engaging for the audience.

او مجبور شد ارائه خود را بسته‌بندی مجدد کند تا برای مخاطبان جذاب‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید