repasts

[ایالات متحده]/rɪˈpɑːsts/
[بریتانیا]/rɪˈpæsts/

ترجمه

n. وعده‌های غذایی یا غذایی که در زمان خاصی سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

delicious repasts

غذاهای خوشمزه

hearty repasts

غذاهای مقوی

lavish repasts

غذاهای مجلل

simple repasts

غذاهای ساده

elegant repasts

غذاهای شیک

traditional repasts

غذاهای سنتی

gourmet repasts

غذاهای گران‌قیمت

quick repasts

غذاهای سریع

nutritious repasts

غذاهای مغذی

festive repasts

غذاهای جشن

جملات نمونه

we enjoyed a variety of repasts during our vacation.

ما از انواع غذاها در طول تعطیلات خود لذت بردیم.

traditional repasts often include multiple courses.

غذاهای سنتی اغلب شامل چندین دوره می شوند.

she prepared exquisite repasts for her guests.

او غذاهای مجلل و خوشمزه ای برای مهمانانش آماده کرد.

repasts can vary greatly from culture to culture.

غذاها می توانند به طور قابل توجهی از فرهنگ به فرهنگ متفاوت باشند.

they gathered around the table for their evening repast.

آنها برای شام خود دور میز جمع شدند.

he always looks forward to the sunday family repast.

او همیشه مشتاقانه منتظر شام یکشنبه خانواده است.

repasts in this region often feature local ingredients.

غذاها در این منطقه اغلب شامل مواد اولیه محلی می شوند.

after the long hike, a hearty repast was much needed.

بعد از پیاده روی طولانی، یک وعده غذایی مقوی بسیار مورد نیاز بود.

they shared stories over their delicious repasts.

آنها داستان های خود را در حین صرف غذاهای خوشمزه با هم به اشتراک گذاشتند.

cultural festivals often showcase traditional repasts.

جشنواره های فرهنگی اغلب غذاهای سنتی را به نمایش می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید