repaying

[ایالات متحده]/rɪˈpeɪɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈpeɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از بازپرداخت؛ بازپرداخت کردن؛ پاداش دادن؛ جبران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

repaying loans

بازپرداخت وام

repaying debts

بازپرداخت بدهی‌ها

repaying favors

بازپرداخت لطف

repaying gratitude

بازپرداخت قدردانی

repaying trust

بازپرداخت اعتماد

repaying kindness

بازپرداخت مهربانی

repaying assistance

بازپرداخت کمک

repaying respect

بازپرداخت احترام

repaying investment

بازپرداخت سرمایه‌گذاری

repaying support

بازپرداخت حمایت

جملات نمونه

she is repaying her student loans diligently.

او به طور مستمر وام دانشجویی خود را بازپرداخت می‌کند.

repaying debts on time is essential for a good credit score.

بازپرداخت بدهی‌ها به موقع برای داشتن امتیاز اعتباری خوب ضروری است.

he feels a sense of pride in repaying his parents for their support.

او احساس غرور می‌کند وقتی والدینش را به خاطر حمایتشان بازپرداخت می‌کند.

they are repaying the community by volunteering their time.

آنها با صرف وقت داوطلبانه، لطف به جامعه را بازپرداخت می‌کنند.

repaying kindness with kindness is a noble gesture.

بازپرداخت لطف با لطف، یک حرکت نجیبانه است.

she is repaying the favor by helping him with his project.

او با کمک به او در پروژه اش، لطف را بازپرداخت می‌کند.

repaying a loan early can save on interest payments.

بازپرداخت زودهنگام وام می‌تواند در هزینه‌های بهره صرفه‌جویی کند.

he is repaying his gratitude by donating to charity.

او با اهدای پول به خیریه، قدردانی خود را بازپرداخت می‌کند.

repaying your friends with support is important in any relationship.

بازپرداخت لطف دوستان با حمایت، در هر رابطه‌ای مهم است.

she believes in repaying her mentors by mentoring others.

او معتقد است که با مربیگری دیگران، لطف مربیان خود را بازپرداخت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید