repellently

[ایالات متحده]/rɪˈpɛləntli/
[بریتانیا]/rɪˈpɛləntli/

ترجمه

adv. به روشی که دفع می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

repellently foul

بدیع و زننده

repellently strong

بدیع و قوی

repellently toxic

بدیع و سمی

repellently bitter

بدیع و تلخ

repellently loud

بدیع و بلند

repellently sweet

بدیع و شیرین

repellently smelly

بدیع و بدبو

repellently sticky

بدیع و چسبناک

repellently cold

بدیع و سرد

repellently harsh

بدیع و تند

جملات نمونه

his behavior was repellently rude during the meeting.

رفتار او در طول جلسه به طرز زننده ای بی ادبانه بود.

the smell of the garbage was repellently strong.

بوی زباله به طرز زننده ای قوی بود.

she found the idea of eating bugs repellently unappealing.

او ایده خوردن حشرات را به طرز زننده ای غیر جذاب یافت.

his comments were repellently offensive to many.

اظهارات او برای بسیاری از افراد به طرز زننده ای توهین آمیز بود.

the movie was repellently graphic and not suitable for children.

فیلم به طرز زننده ای گرافیکی بود و برای کودکان مناسب نبود.

her repellently negative attitude affected the whole team.

نگاه منفی زننده او بر کل تیم تأثیر گذاشت.

the repellently sticky substance was hard to clean.

ماده چسبنده به طرز زننده ای تمیز کردن آن سخت بود.

he spoke repellently about his former colleagues.

او به طرز زننده ای درباره همکاران سابق خود صحبت کرد.

the repellently loud music disturbed the entire neighborhood.

موسیقی زننده و بلند کل محله را آزار داد.

the repellently poor service made us leave the restaurant.

خدمات ضعیف زننده باعث شد رستوران را ترک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید