repined

[ایالات متحده]/rɪˈpaɪnd/
[بریتانیا]/rɪˈpaɪnd/

ترجمه

v. احساس نارضایتی یا ناخرسندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

repined at

در غم غوطه ور شد

repined over

در غم غوطه ور شد

repined for

در غم غوطه ور شد

repined against

در غم غوطه ور شد

repined within

در غم غوطه ور شد

repined silently

به طور پنهانی در غم غوطه ور شد

repined deeply

به طور عمیقی در غم غوطه ور شد

repined quietly

به طور آرام در غم غوطه ور شد

repined constantly

به طور مداوم در غم غوطه ور شد

repined openly

به طور آشکارا در غم غوطه ور شد

جملات نمونه

she repined at her lack of freedom.

او در مورد فقدان آزادی خود ابراز ناراحتی کرد.

he often repined over missed opportunities.

او اغلب در مورد فرصت‌های از دست رفته ابراز ناراحتی می‌کرد.

the children repined for their lost toys.

کودکان در مورد اسباب‌بازی‌های گمشده خود ابراز ناراحتی کردند.

they repined at the slow pace of progress.

آنها در مورد سرعت پایین پیشرفت ابراز ناراحتی کردند.

she never repined for what she couldn't have.

او هرگز در مورد آنچه نداشت ابراز ناراحتی نکرد.

he repined at the unfair treatment he received.

او در مورد رفتار ناعادلانه که دریافت می‌کرد ابراز ناراحتی کرد.

despite his success, he still repined for his childhood.

با وجود موفقیتش، او هنوز هم برای دوران کودکی خود ابراز ناراحتی می‌کرد.

the team repined after their unexpected loss.

تیم پس از شکست غیرمنتظره خود ابراز ناراحتی کرد.

she repined at the thought of leaving her friends.

او در مورد فکر جدایی از دوستانش ابراز ناراحتی کرد.

he repined for the days when life was simpler.

او برای روزهایی که زندگی ساده‌تر بود ابراز ناراحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید