representable

[ایالات متحده]/ˌrɛprɪˈzɛntəbl/
[بریتانیا]/ˌrɛprɪˈzɛntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل توصیف یا توصیف شده؛ قابل نمایش؛ قابل اجرا؛ قابل بیان

عبارات و ترکیب‌ها

representable data

داده‌های قابل نمایش

representable values

مقادیر قابل نمایش

representable format

فرمت قابل نمایش

representable objects

اشیاء قابل نمایش

representable range

محدوده قابل نمایش

representable types

انواع قابل نمایش

representable entity

موجودیت قابل نمایش

representable function

تابع قابل نمایش

representable model

مدل قابل نمایش

representable structure

ساختار قابل نمایش

جملات نمونه

the data must be representable in a clear format.

داده‌ها باید به شکلی واضح قابل ارائه باشند.

in mathematics, every number is representable as a fraction.

در ریاضیات، هر عددی قابل نمایش به صورت کسری است.

only certain shapes are representable in two dimensions.

فقط اشکال خاص قابل نمایش در دو بعد هستند.

the concept is not easily representable in words.

این مفهوم به راحتی به صورت کلامی قابل بیان نیست.

his ideas are representable through various art forms.

ایده‌های او از طریق اشکال هنری مختلف قابل ارائه هستند.

we need a representable model for the simulation.

ما به یک مدل قابل ارائه برای شبیه‌سازی نیاز داریم.

data visualization helps make complex information more representable.

مصورسازی داده‌ها به ارائه اطلاعات پیچیده به روشی قابل فهم‌تر کمک می‌کند.

some emotions are hard to make representable in art.

برخی از احساسات را به سختی می‌توان در هنر قابل ارائه کرد.

the results should be representable in a graph.

نتایج باید در یک نمودار قابل ارائه باشند.

every idea needs to be representable for effective communication.

هر ایده باید برای برقراری ارتباط موثر قابل ارائه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید