reprogrammed device
دستگاه دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed software
نرمافزار دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed settings
تنظیمات دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed code
کد دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed robot
ربات دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed firmware
سیستمافزار دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed system
سیستم دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed algorithm
الگوریتم دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed application
برنامه کاربردی دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed interface
واسط کاربری دوباره برنامهریزی شده
the software was reprogrammed to improve performance.
نرمافزار برای بهبود عملکرد دوباره برنامهریزی شد.
after the update, the system was successfully reprogrammed.
پس از بهروزرسانی، سیستم با موفقیت دوباره برنامهریزی شد.
the robot was reprogrammed for a new task.
ربات برای یک کار جدید دوباره برنامهریزی شد.
they reprogrammed the device to enhance its features.
آنها دستگاه را برای افزایش ویژگیهای آن دوباره برنامهریزی کردند.
he reprogrammed the code to fix the bugs.
او کد را برای رفع اشکالات دوباره برنامهریزی کرد.
the machine needs to be reprogrammed regularly.
دستگاه باید به طور منظم دوباره برنامهریزی شود.
she reprogrammed her schedule to accommodate the meeting.
او برنامه خود را برای هماهنگی با جلسه دوباره برنامهریزی کرد.
the application was reprogrammed to support new languages.
برنامه برای پشتیبانی از زبانهای جدید دوباره برنامهریزی شد.
they had to reprogram the firmware after the crash.
آنها مجبور شدند پس از خرابی، Firmware را دوباره برنامهریزی کنند.
to solve the issue, the team reprogrammed the algorithm.
برای حل مشکل، تیم الگوریتم را دوباره برنامهریزی کرد.
reprogrammed device
دستگاه دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed software
نرمافزار دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed settings
تنظیمات دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed code
کد دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed robot
ربات دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed firmware
سیستمافزار دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed system
سیستم دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed algorithm
الگوریتم دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed application
برنامه کاربردی دوباره برنامهریزی شده
reprogrammed interface
واسط کاربری دوباره برنامهریزی شده
the software was reprogrammed to improve performance.
نرمافزار برای بهبود عملکرد دوباره برنامهریزی شد.
after the update, the system was successfully reprogrammed.
پس از بهروزرسانی، سیستم با موفقیت دوباره برنامهریزی شد.
the robot was reprogrammed for a new task.
ربات برای یک کار جدید دوباره برنامهریزی شد.
they reprogrammed the device to enhance its features.
آنها دستگاه را برای افزایش ویژگیهای آن دوباره برنامهریزی کردند.
he reprogrammed the code to fix the bugs.
او کد را برای رفع اشکالات دوباره برنامهریزی کرد.
the machine needs to be reprogrammed regularly.
دستگاه باید به طور منظم دوباره برنامهریزی شود.
she reprogrammed her schedule to accommodate the meeting.
او برنامه خود را برای هماهنگی با جلسه دوباره برنامهریزی کرد.
the application was reprogrammed to support new languages.
برنامه برای پشتیبانی از زبانهای جدید دوباره برنامهریزی شد.
they had to reprogram the firmware after the crash.
آنها مجبور شدند پس از خرابی، Firmware را دوباره برنامهریزی کنند.
to solve the issue, the team reprogrammed the algorithm.
برای حل مشکل، تیم الگوریتم را دوباره برنامهریزی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید