harsh reproofs
تکریم های شدید
gentle reproofs
تکریم های ملایم
private reproofs
تکریم های خصوصی
public reproofs
تکریم های علنی
frequent reproofs
تکریم های مکرر
constructive reproofs
تکریم های سازنده
verbal reproofs
تکریم های کلامی
written reproofs
تکریم های کتبی
timely reproofs
تکریم های به موقع
his reproofs were harsh but necessary for improvement.
تکذیریههای او سخت اما برای بهبود ضروری بودند.
she accepted his reproofs gracefully, knowing they were for her benefit.
او با بزرگواری تکذیریههای او را پذیرفت، زیرا میدانست که به نفع او هستند.
the teacher's reproofs helped the students understand their mistakes.
تکذیریههای معلم به دانشآموزان کمک کرد تا اشتباهات خود را درک کنند.
reproofs can sometimes be more effective than praise.
گاهی اوقات تکذیریهها میتوانند مؤثرتر از تعریف باشند.
he often gives reproofs to his team to encourage better performance.
او اغلب به تیم خود تکذیریه میدهد تا عملکرد بهتری را تشویق کند.
receiving reproofs from peers can be challenging but rewarding.
دریافت تکذیریه از همکاران میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
her reproofs were intended to guide, not to belittle.
تکذیریههای او برای راهنمایی، نه برای تحقیر، طراحی شده بودند.
frequent reproofs can lead to resentment if not delivered thoughtfully.
تکذیریههای مکرر میتواند منجر به نارضایتی شود اگر با دقت ارائه نشود.
he was not afraid to voice his reproofs during the meeting.
او از بیان تکذیریههای خود در طول جلسه نترسید.
constructive reproofs can foster a culture of growth.
تکذیریههای سازنده میتوانند فرهنگ رشد را تقویت کنند.
harsh reproofs
تکریم های شدید
gentle reproofs
تکریم های ملایم
private reproofs
تکریم های خصوصی
public reproofs
تکریم های علنی
frequent reproofs
تکریم های مکرر
constructive reproofs
تکریم های سازنده
verbal reproofs
تکریم های کلامی
written reproofs
تکریم های کتبی
timely reproofs
تکریم های به موقع
his reproofs were harsh but necessary for improvement.
تکذیریههای او سخت اما برای بهبود ضروری بودند.
she accepted his reproofs gracefully, knowing they were for her benefit.
او با بزرگواری تکذیریههای او را پذیرفت، زیرا میدانست که به نفع او هستند.
the teacher's reproofs helped the students understand their mistakes.
تکذیریههای معلم به دانشآموزان کمک کرد تا اشتباهات خود را درک کنند.
reproofs can sometimes be more effective than praise.
گاهی اوقات تکذیریهها میتوانند مؤثرتر از تعریف باشند.
he often gives reproofs to his team to encourage better performance.
او اغلب به تیم خود تکذیریه میدهد تا عملکرد بهتری را تشویق کند.
receiving reproofs from peers can be challenging but rewarding.
دریافت تکذیریه از همکاران میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
her reproofs were intended to guide, not to belittle.
تکذیریههای او برای راهنمایی، نه برای تحقیر، طراحی شده بودند.
frequent reproofs can lead to resentment if not delivered thoughtfully.
تکذیریههای مکرر میتواند منجر به نارضایتی شود اگر با دقت ارائه نشود.
he was not afraid to voice his reproofs during the meeting.
او از بیان تکذیریههای خود در طول جلسه نترسید.
constructive reproofs can foster a culture of growth.
تکذیریههای سازنده میتوانند فرهنگ رشد را تقویت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید