rereading the text
دوباره خواندن متن
enjoying rereading
لذت بردن از دوباره خواندن
rereading passages
دوباره خواندن پاراگرافها
rereading for detail
دوباره خواندن برای جزئیات
rereading chapters
دوباره خواندن فصلها
rereading quickly
سریع دوباره خواندن
rereading aloud
دوباره خواندن بلند کردن
rereading carefully
دوباره خواندن با دقت
rereading material
دوباره خواندن مطالب
rereading notes
دوباره خواندن یادداشتها
i'm rereading my favorite novel for the fifth time this year.
من دوباره میخوانم کتاب مورد علاقهام برای پنجمین بار این سال.
rereading the contract revealed a crucial clause i'd missed before.
دوباره خواندن قرارداد یک بند حیاتی را که پیشتر از دست داده بودم آشکار کرد.
she found new meaning in the poem after rereading it slowly.
پس از دوباره خواندن شعر بهآرامی، او به معنای جدیدی در آن پیدا کرد.
rereading old emails brought back a flood of memories.
دوباره خواندن ایمیلهای قدیمی باعث بازگشت جریانی از خاطرات شد.
he spent the afternoon rereading classic literature.
او بعدازظهر را صرف دوباره خواندن ادبیات کلاسیک کرد.
rereading the instructions helped me assemble the furniture correctly.
دوباره خواندن دستورالعملها به من کمک کرد تا مبلمان را به درستی جمعآوری کنم.
rereading the chapter allowed me to better understand the concept.
دوباره خواندن فصل به من اجازه داد تا مفهوم را بهتر درک کنم.
after years, i'm rereading "pride and prejudice" again.
پس از چند سال، من دوباره "تکبر و تمایل" را میخوانم.
rereading the report highlighted several areas needing improvement.
دوباره خواندن گزارش چند ناحیه را که نیاز به بهبود داشتند، روشن کرد.
rereading the letter, i realized how much i missed.
دوباره خواندن نامه به من گویا کرد چقدر چیزی را از دست داده بودم.
rereading the script helped the actor memorize his lines.
دوباره خواندن پیشنویس به بازیگر کمک کرد تا خطوطش را به خاطر بسپارد.
rereading the text
دوباره خواندن متن
enjoying rereading
لذت بردن از دوباره خواندن
rereading passages
دوباره خواندن پاراگرافها
rereading for detail
دوباره خواندن برای جزئیات
rereading chapters
دوباره خواندن فصلها
rereading quickly
سریع دوباره خواندن
rereading aloud
دوباره خواندن بلند کردن
rereading carefully
دوباره خواندن با دقت
rereading material
دوباره خواندن مطالب
rereading notes
دوباره خواندن یادداشتها
i'm rereading my favorite novel for the fifth time this year.
من دوباره میخوانم کتاب مورد علاقهام برای پنجمین بار این سال.
rereading the contract revealed a crucial clause i'd missed before.
دوباره خواندن قرارداد یک بند حیاتی را که پیشتر از دست داده بودم آشکار کرد.
she found new meaning in the poem after rereading it slowly.
پس از دوباره خواندن شعر بهآرامی، او به معنای جدیدی در آن پیدا کرد.
rereading old emails brought back a flood of memories.
دوباره خواندن ایمیلهای قدیمی باعث بازگشت جریانی از خاطرات شد.
he spent the afternoon rereading classic literature.
او بعدازظهر را صرف دوباره خواندن ادبیات کلاسیک کرد.
rereading the instructions helped me assemble the furniture correctly.
دوباره خواندن دستورالعملها به من کمک کرد تا مبلمان را به درستی جمعآوری کنم.
rereading the chapter allowed me to better understand the concept.
دوباره خواندن فصل به من اجازه داد تا مفهوم را بهتر درک کنم.
after years, i'm rereading "pride and prejudice" again.
پس از چند سال، من دوباره "تکبر و تمایل" را میخوانم.
rereading the report highlighted several areas needing improvement.
دوباره خواندن گزارش چند ناحیه را که نیاز به بهبود داشتند، روشن کرد.
rereading the letter, i realized how much i missed.
دوباره خواندن نامه به من گویا کرد چقدر چیزی را از دست داده بودم.
rereading the script helped the actor memorize his lines.
دوباره خواندن پیشنویس به بازیگر کمک کرد تا خطوطش را به خاطر بسپارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید