resending

[ایالات متحده]/ˌriːˈsendɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈsɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارسال مجدد؛ ارسال یا اعزام مجدد؛ ارسال یا انتقال مجدد (n, v, adj, adv)

عبارات و ترکیب‌ها

resending email

ارسال مجدد ایمیل

resending message

ارسال مجدد پیام

resending document

ارسال مجدد سند

resending form

ارسال مجدد فرم

resending attachment

ارسال مجدد پیوست

resending information

ارسال مجدد اطلاعات

resending request

ارسال مجدد درخواست

resending payment

ارسال مجدد پرداخت

resending confirmation

ارسال مجدد تایید

جملات نمونه

i am resending the email since you mentioned you did not receive it.

من دارم ایمیل را دوباره ارسال می‌کنم زیرا شما اشاره کردید که آن را دریافت نکرده‌اید.

the system is automatically resending the verification code.

سیستم به طور خودکار کد تأیید را دوباره ارسال می‌کند.

please consider resending your application if you have not heard back.

لطفاً در نظر بگیرید که در صورت عدم دریافت پاسخ، درخواست خود را دوباره ارسال کنید.

resending multiple messages may result in your account being blocked.

ارسال مجدد پیام‌های متعدد ممکن است منجر به مسدود شدن حساب شما شود.

the support team is resending the requested documentation.

گروه پشتیبانی اسناد درخواست شده را دوباره ارسال می‌کند.

she apologized for resending the same email twice.

او برای ارسال مجدد همان ایمیل دو بار عذرخواهی کرد.

resending the payment is necessary to complete the transaction.

ارسال مجدد پرداخت برای تکمیل تراکنش ضروری است.

the website allows users to resend their password reset links.

وب سایت به کاربران اجازه می‌دهد تا پیوندهای بازنشانی رمز عبور خود را دوباره ارسال کنند.

they are resending the survey to gather more responses.

آنها نظرسنجی را دوباره ارسال می‌کنند تا پاسخ‌های بیشتری جمع‌آوری کنند.

resending the invitation ensures all guests receive the details.

ارسال مجدد دعوت‌نامه اطمینان حاصل می‌کند که همه مهمانان جزئیات را دریافت می‌کنند.

the it department is resending the software update files.

بخش فناوری اطلاعات فایل‌های به‌روزرسانی نرم‌افزار را دوباره ارسال می‌کند.

i had to keep resending the message until it finally went through.

من مجبور بودم پیام را تا زمانی که بالاخره ارسال شد، دوباره ارسال کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید