hold resentments
نگه داشتن کینه
express resentments
ابراز کینه
release resentments
آزادی از کینه
overcome resentments
غلبه بر کینه
let go resentments
رها کردن کینه
manage resentments
مدیریت کینه
internal resentments
کینههای درونی
past resentments
کینههای گذشته
deep resentments
کینههای عمیق
hidden resentments
کینههای پنهان
she held onto her resentments for years.
او سالها بر روی کینههای خود پافشاری کرد.
it's important to address resentments before they grow.
قبل از اینکه رشد کنند، رسیدگی به کینهها مهم است.
he expressed his resentments during the meeting.
او کینههای خود را در طول جلسه بیان کرد.
resentments can poison relationships over time.
کینهها میتوانند روابط را در طول زمان مسموم کنند.
she tried to let go of her resentments.
او سعی کرد کینههای خود را رها کند.
many resentments stem from misunderstandings.
بسیاری از کینهها از سوء تفاهم نشأت میگیرند.
he worked hard to overcome his resentments.
او سخت تلاش کرد تا بر کینههای خود غلبه کند.
resentments can hinder personal growth.
کینهها میتوانند رشد شخصی را مختل کنند.
she realized that holding onto resentments was unhealthy.
او متوجه شد که پافشاری بر کینهها ناسالم است.
they talked openly about their resentments.
آنها به طور آشکار درباره کینههای خود صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید