respecter

[ایالات متحده]/rɪ'spektə(r)/
[بریتانیا]/rɪ'spɛktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که احترام نشان می‌دهد؛ فردی که جانب‌داری نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

respecter of persons

احترام‌گذارنده افراد

respecter of tradition

احترام‌گذارنده سنت

respecter of rules

احترام‌گذارنده قوانین

جملات نمونه

he was no respecter of the female sex.

او به جنس مونث احترام نمی‌گذاشت.

Though still young, she was a very confident girl. She was no respecter of persons and never thought before she spoke.

اگرچه هنوز جوان بود، او دختری بسیار با اعتماد به نفس بود. او به هیچ کس احترام نمی‌گذاشت و قبل از صحبت کردن فکر نمی‌کرد.

He is a respecter of tradition.

او به سنت‌ها احترام می‌گذارد.

She is a respecter of authority.

او به اقتدار احترام می‌گذارد.

As a respecter of privacy, I won't ask personal questions.

به عنوان شخصی که به حریم خصوصی احترام می‌گذارد، من سؤالات شخصی نخواهم پرسید.

Being a respecter of nature, she always picks up trash in the park.

به عنوان شخصی که به طبیعت احترام می‌گذارد، او همیشه زباله را در پارک جمع می‌کند.

He is a respecter of rules and regulations.

او به قوانین و مقررات احترام می‌گذارد.

She is a respecter of deadlines and always submits her work on time.

او به مهلت‌ها احترام می‌گذارد و همیشه کار خود را به موقع ارائه می‌دهد.

As a respecter of diversity, he values different perspectives and cultures.

به عنوان شخصی که به تنوع احترام می‌گذارد، او دیدگاه‌ها و فرهنگ‌های مختلف را ارزیابی می‌کند.

She is a respecter of opinions and always listens to others' viewpoints.

او به نظرات احترام می‌گذارد و همیشه به دیدگاه‌های دیگران گوش می‌دهد.

He is a respecter of boundaries and never crosses the line.

او به حدود احترام می‌گذارد و هرگز از خط عبور نمی‌کند.

She is a respecter of honesty and always tells the truth.

او به صداقت احترام می‌گذارد و همیشه حقیقت را می‌گوید.

نمونه‌های واقعی

DESI ARNAZ: Polio is no respecter of people.

DESI ARNAZ: پولیو به افراد احترام نمی‌گذارد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

He's a terrible man with his fists if he gets started, and no respecter of persons.

او مردی وحشتناک است که اگر شروع به کار کند، با مشت‌هایش به کسی احترام نمی‌گذارد.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید