act responsively
واکنش نشان دادن به سرعت
respond responsively
پاسخگویی سریع
design responsively
طراحی با واکنشگرایی
work responsively
به صورت واکنشگرا کار کردن
adapt responsively
به صورت واکنشگرا تطبیق دادن
communicate responsively
ارتباط برقرار کردن به صورت واکنشگرا
develop responsively
به صورت واکنشگرا توسعه دادن
manage responsively
مدیریت به صورت واکنشگرا
interact responsively
تعامل به صورت واکنشگرا
adjust responsively
تنظیم به صورت واکنشگرا
she responded responsively to the customer's feedback.
او با پاسخگویی به بازخورد مشتری پاسخ داد.
the team worked responsively to meet the project deadlines.
تیم به طور پاسخگو برای رسیدن به مهلتهای پروژه کار کرد.
he adjusted the settings responsively based on user input.
او تنظیمات را بر اساس ورودی کاربر به طور پاسخگو تنظیم کرد.
the website was designed to function responsively on all devices.
وب سایت به گونهای طراحی شده بود که به طور پاسخگو روی همه دستگاهها کار کند.
they responsively addressed the concerns raised during the meeting.
آنها به طور پاسخگو به نگرانیهای مطرح شده در طول جلسه رسیدگی کردند.
the software updates were released responsively to fix bugs.
بهروزرسانیهای نرمافزار به طور پاسخگو برای رفع اشکالات منتشر شد.
she acted responsively to the emergency situation.
او با پاسخگویی به شرایط اضطراری واکنش نشان داد.
our customer service team responds responsively to inquiries.
تیم خدمات مشتری ما به طور پاسخگو به درخواستها پاسخ میدهد.
the app adjusts responsively to different screen sizes.
برنامه به طور پاسخگو با اندازههای مختلف صفحه سازگار میشود.
he responsively modified his presentation based on audience reactions.
او به طور پاسخگو ارائه خود را بر اساس واکنش مخاطبان تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید