retablo painting
نقاشی رتابلو
view retablos
مشاهده رتابلوها
create a retablo
ایجاد یک رتابلو
ancient retablos
رتابلوهای باستانی
retablo style
سبک رتابلو
admire retablos
تحسین رتابلوها
retablo workshop
کارگاه رتابلو
featured retablos
رتابلوهای برجسته
restoring retablos
بازسازی رتابلوها
beautiful retablos
رتابلوهای زیبا
the small retablo depicted a vibrant harvest scene.
تصویر کوچک رتابلو صحنه برداشت غلات زنده و پر جنب و جوشی را به تصویر میکشید.
she carefully restored the antique retablo to its former glory.
او با دقت رتابلای قدیمی را به شکوه سابقش بازگرداند.
the retablo’s intricate details showcased the artist’s skill.
جزئیات پیچیده رتابلو مهارت هنرمند را نشان میداد.
we admired the colorful retablo in the colonial church.
ما رتابلای رنگارنگ را در کلیسای استعماری تحسین کردیم.
the family commissioned a new retablo for their home altar.
خانواده سفارش ساخت یک رتابلای جدید برای محراب خانهشان داد.
the retablo served as a focal point in the chapel.
رتابلو به عنوان نقطه کانونی در کلیسا عمل میکرد.
he researched the history of retablo painting in peru.
او تاریخ نقاشی رتابلو در پرو را بررسی کرد.
the retablo’s figures were carved from cedar wood.
تصاویر رتابلو از چوب سرو حکاکی شده بودند.
the museum displayed a collection of colonial retablos.
موزه مجموعهای از رتابلوی استعماری را به نمایش گذاشت.
she photographed the elaborate retablo for her art project.
او رتابلای پیچیده را برای پروژه هنری خود عکس گرفت.
the retablo’s gilded frame added to its grandeur.
قاب طلاکاری شده رتابلو به شکوه آن افزود.
retablo painting
نقاشی رتابلو
view retablos
مشاهده رتابلوها
create a retablo
ایجاد یک رتابلو
ancient retablos
رتابلوهای باستانی
retablo style
سبک رتابلو
admire retablos
تحسین رتابلوها
retablo workshop
کارگاه رتابلو
featured retablos
رتابلوهای برجسته
restoring retablos
بازسازی رتابلوها
beautiful retablos
رتابلوهای زیبا
the small retablo depicted a vibrant harvest scene.
تصویر کوچک رتابلو صحنه برداشت غلات زنده و پر جنب و جوشی را به تصویر میکشید.
she carefully restored the antique retablo to its former glory.
او با دقت رتابلای قدیمی را به شکوه سابقش بازگرداند.
the retablo’s intricate details showcased the artist’s skill.
جزئیات پیچیده رتابلو مهارت هنرمند را نشان میداد.
we admired the colorful retablo in the colonial church.
ما رتابلای رنگارنگ را در کلیسای استعماری تحسین کردیم.
the family commissioned a new retablo for their home altar.
خانواده سفارش ساخت یک رتابلای جدید برای محراب خانهشان داد.
the retablo served as a focal point in the chapel.
رتابلو به عنوان نقطه کانونی در کلیسا عمل میکرد.
he researched the history of retablo painting in peru.
او تاریخ نقاشی رتابلو در پرو را بررسی کرد.
the retablo’s figures were carved from cedar wood.
تصاویر رتابلو از چوب سرو حکاکی شده بودند.
the museum displayed a collection of colonial retablos.
موزه مجموعهای از رتابلوی استعماری را به نمایش گذاشت.
she photographed the elaborate retablo for her art project.
او رتابلای پیچیده را برای پروژه هنری خود عکس گرفت.
the retablo’s gilded frame added to its grandeur.
قاب طلاکاری شده رتابلو به شکوه آن افزود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید