retardations

[ایالات متحده]/ˌriːtɑː'deɪʃən/
[بریتانیا]/ˌritɑr'deʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کند شدن یا تأخیر

عبارات و ترکیب‌ها

mental retardation

معلولیت ذهنی

growth retardation

کاهش رشد

جملات نمونه

Aberration and retardation effects are also taken into account when calculating pulse phase, colatitude angle and position angle.

اثرات انحراف و کاهش سرعت نیز در محاسبه فاز پالس، زاویه عرض جغرافیایی و زاویه موقعیت در نظر گرفته می‌شوند.

The inhibition and retardation effects of N,N-diethylhdroxyamine (DEHA) on free radical polymerization of styrene were investigated by dilatometry.

اثرات مهار و تأخیر N،N-دی اتیل هیدروکسی آمین (DEHA) بر روی پلیمریزاسیون رادیکال آزاد استایرن با استفاده از دیلاتومتری مورد بررسی قرار گرفت.

The depressive patients with APOEε4 allele had significantly higher level of TC and APOB、higher retardation scores of HAMD17 compared with those of patients without it.

بیماران افسرده با آلل APOEε4 سطح بالاتر TC و APOB و همچنین نمرات تأخیر بیشتر در مقیاس HAMD17 در مقایسه با بیمارانی که این آلل را نداشتند، داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید