rete

[ایالات متحده]/ˈriːti/
[بریتانیا]/ˈriːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار شبکه‌ای یا شبیه به وب
Word Forms
جمعretes

عبارات و ترکیب‌ها

rete network

شبکه رته

rete test

آزمون رته

rete model

مدل رته

rete algorithm

الگوریتم رته

rete pattern

الگوی رته

rete system

سیستم رته

rete rule

قانون رته

rete engine

موتور رته

rete graph

نمودار رته

rete structure

ساختار رته

جملات نمونه

she decided to rete her commitments for the week.

او تصمیم گرفت تعهدات خود را برای هفته بازنگری کند.

it's important to rete your priorities regularly.

به طور منظم اولویت های خود را بازنگری کنید.

he needed to rete his schedule after the changes.

او پس از تغییرات به بازنگری برنامه خود نیاز داشت.

rete your goals to stay focused on what matters.

برای متمرکز ماندن بر آنچه مهم است، اهداف خود را بازنگری کنید.

they will rete the project timeline to meet the deadline.

آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر بازنگری خواهند کرد.

rete your budget to ensure you don't overspend.

برای اطمینان از اینکه بیش از حد هزینه نمی کنید، بودجه خود را بازنگری کنید.

it's time to rete your approach to the problem.

وقت آن است که رویکرد خود را به مشکل بازنگری کنید.

she felt the need to rete her relationships with her coworkers.

او احساس کرد که نیاز دارد روابط خود را با همکارانش بازنگری کند.

he plans to rete his fitness routine for better results.

او قصد دارد روتین تناسب اندام خود را برای نتایج بهتر بازنگری کند.

rete your strategies to adapt to the changing market.

برای سازگاری با بازار در حال تغییر، استراتژی های خود را بازنگری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید