reticents

[ایالات متحده]/[ˈretɪsənts]/
[بریتانیا]/[ˈretɪsənts]/

ترجمه

n. افرادی که محتاطانه یا تمایل به ارتباط باز ندارند؛ افرادی که به طور معمول خاموش یا محتاط هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

quiet reticents

خاموش‌های متحفظ

reticents spoke

متحفظ‌ها گفتند

reticents remain

متحفظ‌ها باقی ماندند

جملات نمونه

the reticent witnesses offered little help to the investigation.

گواهان خجالت‌زده کمک زیادی به پلیس نکردند.

he was a reticent man, rarely speaking about his past.

او یک مرد خجالت‌زده بود که به ندرت درباره گذشته‌اش صحبت می‌کرد.

despite encouragement, the reticent student remained quiet during the discussion.

هر چند تشویق شد، دانشجوی خجالت‌زده در طول بحث سکوت کرد.

her reticent nature made it difficult to know what she was thinking.

خجالت‌زدگی او باعث شد که دشوار باشد بفهمیم او چه فکر می‌کرد.

the reticent employee avoided eye contact and gave short answers.

کارمند خجالت‌زده تماس چشمی را اجتناب کرد و پاسخ‌های کوتاهی داد.

we tried to engage the reticent teenager in conversation, but failed.

ما سعی کردیم نوجوان خجالت‌زده را در گفتگو مشارکت دهیم، اما نتوانستیم.

the reticent author rarely gave interviews or public appearances.

نویسنده خجالت‌زده به ندرت مصاحبه می‌داد یا ظهور عمومی می‌کرد.

his reticent demeanor suggested he was hiding something.

رفتار خجالت‌زده او نشان داد که چیزی را پنهان کرده است.

she found his reticent behavior unsettling and off-putting.

او رفتار خجالت‌زده او را نامطبوع و نامطلوب پیدا کرد.

the reticent couple preferred to keep their relationship private.

زوج خجالت‌زده ترجیح می‌دادند رابطه‌شان را خصوصی نگه دارند.

even with close friends, he remained a reticent individual.

حتی با دوستان نزدیک، او همچنان فردی خجالت‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید