view reticles
نمایش رتیکلها
adjust reticles
تنظیم رتیکلها
complex reticles
رتیکلهای پیچیده
analyzing reticles
تحلیل رتیکلها
damaged reticles
رتیکلهای آسیب دیده
clean reticles
پاک کردن رتیکلها
examine reticles
بررسی رتیکلها
new reticles
رتیکلهای جدید
precise reticles
رتیکلهای دقیق
align reticles
برقراری یکپارچگی رتیکلها
the sniper adjusted his reticles for a clear shot.
شلیکزن میزان دایرههای نمایش را برای یک ضربه واضح تنظیم کرد.
she carefully aligned the reticles with the target.
او با دقت دایرههای نمایش را با هدف همراستا کرد.
the telescope's reticles helped with accurate measurements.
دایرههای نمایش تلسکوپ در اندازهگیری دقیق کمک کرد.
he cleaned the reticles on his rifle scope.
او دایرههای نمایش چشمنگر گلزن خود را تمیز کرد.
the crosshair reticles were illuminated for better visibility.
دایرههای نمایش خط عبوری برای دید بهتر روشن شدند.
the reticles on the scope were finely calibrated.
دایرههای نمایش چشمنگر به طور دقیق تنظیم شدند.
he used the reticles to estimate the distance.
او از دایرههای نمایش برای تخمین فاصله استفاده کرد.
the advanced scope featured customizable reticles.
چشمنگر پیشرفته دارای دایرههای نمایش قابل تنظیم بود.
the reticles shifted slightly during recoil.
دایرههای نمایش در حین بازگشت کمی جابهجایی پیدا کردند.
he preferred simple, uncluttered reticles.
او دایرههای نمایش ساده و بدون اضطراب را ترجیح میداد.
the reticles provided a precise aiming point.
دایرههای نمایش یک نقطه هدایت دقیق را فراهم کردند.
view reticles
نمایش رتیکلها
adjust reticles
تنظیم رتیکلها
complex reticles
رتیکلهای پیچیده
analyzing reticles
تحلیل رتیکلها
damaged reticles
رتیکلهای آسیب دیده
clean reticles
پاک کردن رتیکلها
examine reticles
بررسی رتیکلها
new reticles
رتیکلهای جدید
precise reticles
رتیکلهای دقیق
align reticles
برقراری یکپارچگی رتیکلها
the sniper adjusted his reticles for a clear shot.
شلیکزن میزان دایرههای نمایش را برای یک ضربه واضح تنظیم کرد.
she carefully aligned the reticles with the target.
او با دقت دایرههای نمایش را با هدف همراستا کرد.
the telescope's reticles helped with accurate measurements.
دایرههای نمایش تلسکوپ در اندازهگیری دقیق کمک کرد.
he cleaned the reticles on his rifle scope.
او دایرههای نمایش چشمنگر گلزن خود را تمیز کرد.
the crosshair reticles were illuminated for better visibility.
دایرههای نمایش خط عبوری برای دید بهتر روشن شدند.
the reticles on the scope were finely calibrated.
دایرههای نمایش چشمنگر به طور دقیق تنظیم شدند.
he used the reticles to estimate the distance.
او از دایرههای نمایش برای تخمین فاصله استفاده کرد.
the advanced scope featured customizable reticles.
چشمنگر پیشرفته دارای دایرههای نمایش قابل تنظیم بود.
the reticles shifted slightly during recoil.
دایرههای نمایش در حین بازگشت کمی جابهجایی پیدا کردند.
he preferred simple, uncluttered reticles.
او دایرههای نمایش ساده و بدون اضطراب را ترجیح میداد.
the reticles provided a precise aiming point.
دایرههای نمایش یک نقطه هدایت دقیق را فراهم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید