reunir

[ایالات متحده]/rɪˈjuːnɪə/
[بریتانیا]/rɪˈjuːnɪr/

ترجمه

v. دوباره گرد هم آوردن یا پس از یک دوره جدایی، باعث قرار گرفتن با هم شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

reunir con familia

Persian_translation

reunir again

Persian_translation

reunir a todos

Persian_translation

quiero reunirme

Persian_translation

جملات نمونه

the family will reunite at the cabin for the holidays.

خانواده برای تعطیلات در کلبه دور هم جمع خواهند شد.

friends reunite after years of separation.

دوستان پس از سال‌ها جدایی دور هم جمع می‌شوند.

the committee reunited to vote on the new proposal.

کمیته برای رای‌گیری در مورد پیشنهاد جدید دور هم جمع شدند.

scientists reunited to continue their research project.

دانشمندان برای ادامه پروژه تحقیقاتی خود دور هم جمع شدند.

we must reunite all the stakeholders before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری همه ذینفعان را دور هم جمع کنیم.

the scattered team members reunited for one final mission.

اعضای پراکنده تیم برای یک مأموریت نهایی دور هم جمع شدند.

graduates reunite every five years at their university.

فارغ‌التحصیلان هر پنج سال یک بار در دانشگاه خود دور هم جمع می‌شوند.

they reunited their efforts to finish the project on time.

آنها تلاش‌های خود را برای اتمام پروژه به موقع دور هم جمع کردند.

the organization reunites volunteers every sunday morning.

سازمان داوطلبان را هر یکشنبه صبح دور هم جمع می‌کند.

thousands of fans reunited at the music festival.

هزاران هوادار در جشنواره موسیقی دور هم جمع شدند.

after the war, families reunited at the border.

پس از جنگ، خانواده‌ها در مرز دور هم جمع شدند.

the separated siblings finally reunited with their parents.

خواهر و برادرهای جدا شده سرانجام با والدین خود دور هم جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید