revalues currency
ارزیابی مجدد ارز
revalues assets
ارزیابی مجدد داراییها
revalues stock
ارزیابی مجدد سهام
revalues investments
ارزیابی مجدد سرمایهگذاریها
revalues market
ارزیابی مجدد بازار
revalues prices
ارزیابی مجدد قیمتها
revalues property
ارزیابی مجدد املاک
revalues portfolio
ارزیابی مجدد سبد سهام
revalues bonds
ارزیابی مجدد اوراق قرضه
the company revalues its assets every year.
شرکت هر سال ارزش داراییهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
the market revalues the stock based on performance.
بازار بر اساس عملکرد، ارزش سهام را ارزیابی مجدد میکند.
he believes that time revalues our priorities.
او معتقد است که زمان اولویتهای ما را ارزیابی مجدد میکند.
after the audit, the accountant revalues the inventory.
پس از حسابرسی، حسابدار موجودی را ارزیابی مجدد میکند.
the app revalues user contributions regularly.
اپلیکیشن به طور منظم مشارکت کاربران را ارزیابی مجدد میکند.
she revalues her goals every few months.
او هر چند ماه یکبار اهداف خود را ارزیابی مجدد میکند.
the organization revalues its mission statement annually.
سازمان بیانیه مأموریت خود را به صورت سالانه ارزیابی مجدد میکند.
he revalues his investments based on market trends.
او سرمایهگذاریهای خود را بر اساس روند بازار ارزیابی مجدد میکند.
the team revalues their strategies after each project.
تیم استراتژیهای خود را پس از هر پروژه ارزیابی مجدد میکند.
the economist revalues the currency in light of inflation.
اقتصاددان ارز را با توجه به تورم ارزیابی مجدد میکند.
revalues currency
ارزیابی مجدد ارز
revalues assets
ارزیابی مجدد داراییها
revalues stock
ارزیابی مجدد سهام
revalues investments
ارزیابی مجدد سرمایهگذاریها
revalues market
ارزیابی مجدد بازار
revalues prices
ارزیابی مجدد قیمتها
revalues property
ارزیابی مجدد املاک
revalues portfolio
ارزیابی مجدد سبد سهام
revalues bonds
ارزیابی مجدد اوراق قرضه
the company revalues its assets every year.
شرکت هر سال ارزش داراییهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
the market revalues the stock based on performance.
بازار بر اساس عملکرد، ارزش سهام را ارزیابی مجدد میکند.
he believes that time revalues our priorities.
او معتقد است که زمان اولویتهای ما را ارزیابی مجدد میکند.
after the audit, the accountant revalues the inventory.
پس از حسابرسی، حسابدار موجودی را ارزیابی مجدد میکند.
the app revalues user contributions regularly.
اپلیکیشن به طور منظم مشارکت کاربران را ارزیابی مجدد میکند.
she revalues her goals every few months.
او هر چند ماه یکبار اهداف خود را ارزیابی مجدد میکند.
the organization revalues its mission statement annually.
سازمان بیانیه مأموریت خود را به صورت سالانه ارزیابی مجدد میکند.
he revalues his investments based on market trends.
او سرمایهگذاریهای خود را بر اساس روند بازار ارزیابی مجدد میکند.
the team revalues their strategies after each project.
تیم استراتژیهای خود را پس از هر پروژه ارزیابی مجدد میکند.
the economist revalues the currency in light of inflation.
اقتصاددان ارز را با توجه به تورم ارزیابی مجدد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید