scathing

[ایالات متحده]/'skeɪðɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskeɪðɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خشن، بریده، بی‌رحم
adv. به‌طور خشن، به‌طور بریده

عبارات و ترکیب‌ها

scathing criticism

انتقادات تند

scathing remarks

اظهارات تند

جملات نمونه

He made a scathing attack on the statement.

او حمله‌ای تند و گزنده به بیانیه انجام داد.

Melissa bit back a scathing comment.

ملیسا از بیان یک اظهار نظر تند و گزنده خودداری کرد.

(on, upon) a scathing satire on sb.

طنز تند و گزنده درباره کسی

the scathing glitter in his eyes.

درخشش تند و گزنده در چشمانش.

she launched a scathing attack on the Prime Minister.

او حمله‌ای تند و گزنده به نخست وزیر انجام داد.

Her speech was a scathing indictment of the government’s record on crime.

سخنرانی او انتقادی تند از سابقه دولت در زمینه جرم و جنایت بود.

The scathing editorial simply boils down to an exercise in partisan politics.

تحلیل تند و گزنده به سادگی به یک تمرین در سیاست‌های جناحی تقلیل می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید