scathing criticism
انتقادات تند
scathing remarks
اظهارات تند
He made a scathing attack on the statement.
او حملهای تند و گزنده به بیانیه انجام داد.
Melissa bit back a scathing comment.
ملیسا از بیان یک اظهار نظر تند و گزنده خودداری کرد.
(on, upon) a scathing satire on sb.
طنز تند و گزنده درباره کسی
the scathing glitter in his eyes.
درخشش تند و گزنده در چشمانش.
she launched a scathing attack on the Prime Minister.
او حملهای تند و گزنده به نخست وزیر انجام داد.
Her speech was a scathing indictment of the government’s record on crime.
سخنرانی او انتقادی تند از سابقه دولت در زمینه جرم و جنایت بود.
The scathing editorial simply boils down to an exercise in partisan politics.
تحلیل تند و گزنده به سادگی به یک تمرین در سیاستهای جناحی تقلیل مییابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید