rewarm the room
گرم کردن مجدد اتاق
rewarming food
گرم کردن مجدد غذا
rewarm my hands
گرم کردن مجدد دستهای من
rewarm yourself
خودت را دوباره گرم کن
rewarm the soup
سوپ را دوباره گرم کن
rewarming process
فرآیند گرم کردن مجدد
rewarm the house
خانه را دوباره گرم کن
rewarming blanket
پتو گرمکن
rewarm it up
آن را دوباره گرم کن
rewarming period
دوره گرم کردن مجدد
rewarm the soup in the microwave before serving.
قبل از سرو، سوپ را در مایکروویو دوباره گرم کنید.
please rewarm the bread so it's fresh and soft.
لطفا نان را دوباره گرم کنید تا تازه و نرم باشد.
the chef decided to rewarm the sauce to enhance its flavor.
سرپخت تصمیم گرفت تا طعم آن را تقویت کند، سس را دوباره گرم کند.
we can rewarm the leftovers for tomorrow's lunch.
ما می توانیم غذای باقی مانده را برای ناهار فردا دوباره گرم کنیم.
she forgot to rewarm the baby bottle.
او فراموش کرد شیشه شیر نوزاد را دوباره گرم کند.
the restaurant offers to rewarm your food if it gets cold.
رستوران پیشنهاد می کند اگر سرد شد غذای شما را دوباره گرم کند.
always rewarm food thoroughly to ensure safety.
همیشه برای اطمینان از ایمنی، غذا را به طور کامل دوباره گرم کنید.
you should rewarm the compress before applying it.
قبل از استفاده، باید کمپرس را دوباره گرم کنید.
he needed to rewarm his hands by the fire.
او نیاز داشت تا دست هایش را کنار آتش دوباره گرم کند.
the system allows you to rewarm the water to the desired temperature.
این سیستم به شما امکان می دهد آب را تا دمای مورد نظر دوباره گرم کنید.
let's rewarm the room by turning up the heater.
بیایید با افزایش بخاری اتاق را دوباره گرم کنیم.
can you rewarm this coffee for me?
می توانید این قهوه را برای من دوباره گرم کنید؟
they had to rewarm the food several times during the party.
آنها مجبور شدند در طول مهمانی چندین بار غذا را دوباره گرم کنند.
make sure to rewarm the food slowly over low heat.
مطمئن شوید که غذا را به آرامی روی حرارت کم دوباره گرم کنید.
rewarm the room
گرم کردن مجدد اتاق
rewarming food
گرم کردن مجدد غذا
rewarm my hands
گرم کردن مجدد دستهای من
rewarm yourself
خودت را دوباره گرم کن
rewarm the soup
سوپ را دوباره گرم کن
rewarming process
فرآیند گرم کردن مجدد
rewarm the house
خانه را دوباره گرم کن
rewarming blanket
پتو گرمکن
rewarm it up
آن را دوباره گرم کن
rewarming period
دوره گرم کردن مجدد
rewarm the soup in the microwave before serving.
قبل از سرو، سوپ را در مایکروویو دوباره گرم کنید.
please rewarm the bread so it's fresh and soft.
لطفا نان را دوباره گرم کنید تا تازه و نرم باشد.
the chef decided to rewarm the sauce to enhance its flavor.
سرپخت تصمیم گرفت تا طعم آن را تقویت کند، سس را دوباره گرم کند.
we can rewarm the leftovers for tomorrow's lunch.
ما می توانیم غذای باقی مانده را برای ناهار فردا دوباره گرم کنیم.
she forgot to rewarm the baby bottle.
او فراموش کرد شیشه شیر نوزاد را دوباره گرم کند.
the restaurant offers to rewarm your food if it gets cold.
رستوران پیشنهاد می کند اگر سرد شد غذای شما را دوباره گرم کند.
always rewarm food thoroughly to ensure safety.
همیشه برای اطمینان از ایمنی، غذا را به طور کامل دوباره گرم کنید.
you should rewarm the compress before applying it.
قبل از استفاده، باید کمپرس را دوباره گرم کنید.
he needed to rewarm his hands by the fire.
او نیاز داشت تا دست هایش را کنار آتش دوباره گرم کند.
the system allows you to rewarm the water to the desired temperature.
این سیستم به شما امکان می دهد آب را تا دمای مورد نظر دوباره گرم کنید.
let's rewarm the room by turning up the heater.
بیایید با افزایش بخاری اتاق را دوباره گرم کنیم.
can you rewarm this coffee for me?
می توانید این قهوه را برای من دوباره گرم کنید؟
they had to rewarm the food several times during the party.
آنها مجبور شدند در طول مهمانی چندین بار غذا را دوباره گرم کنند.
make sure to rewarm the food slowly over low heat.
مطمئن شوید که غذا را به آرامی روی حرارت کم دوباره گرم کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید