rhapsodizing about
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing over
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing in
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing on
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing with
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing over coffee
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد قهوه
rhapsodizing about art
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد هنر
rhapsodizing about music
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد موسیقی
rhapsodizing about life
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد زندگی
rhapsodizing endlessly
بی وقفه صحبت کردن با شور و اشتیاق
she was rhapsodizing about the beauty of the sunset.
او در مورد زیبایی غروب خورشید با تحسین صحبت میکرد.
the critics were rhapsodizing over the new artist's performance.
منتقدان در مورد اجرای هنرمند جدید با تحسین صحبت میکردند.
he spent hours rhapsodizing about his favorite book.
او ساعتها در مورد کتاب مورد علاقهاش با تحسین صحبت کرد.
they were rhapsodizing in the gallery about the stunning artwork.
آنها در گالری در مورد آثار هنری خیرهکننده با تحسین صحبت میکردند.
during the concert, fans were rhapsodizing over the band's latest hits.
در طول کنسرت، طرفداران در مورد להיטים جدید گروه با تحسین صحبت میکردند.
she couldn't stop rhapsodizing about her recent travel adventures.
او نمیتوانست از صحبت کردن با تحسین در مورد ماجراهای سفر اخیرش دست نکشد.
the teacher was rhapsodizing about the importance of literature.
معلم در مورد اهمیت ادبیات با تحسین صحبت میکرد.
he was rhapsodizing about the flavors of the gourmet meal.
او در مورد طعمهای غذای مجلسی با تحسین صحبت میکرد.
they found her rhapsodizing about her favorite movies quite entertaining.
آنها صحبت کردن او با تحسین در مورد فیلمهای مورد علاقهاش را بسیار سرگرمکننده یافتند.
after the performance, the audience was rhapsodizing about the lead actor.
پس از اجرا، تماشاگران در مورد بازیگر اصلی با تحسین صحبت میکردند.
rhapsodizing about
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing over
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing in
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing on
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing with
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق
rhapsodizing over coffee
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد قهوه
rhapsodizing about art
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد هنر
rhapsodizing about music
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد موسیقی
rhapsodizing about life
در مورد صحبت کردن با شور و اشتیاق در مورد زندگی
rhapsodizing endlessly
بی وقفه صحبت کردن با شور و اشتیاق
she was rhapsodizing about the beauty of the sunset.
او در مورد زیبایی غروب خورشید با تحسین صحبت میکرد.
the critics were rhapsodizing over the new artist's performance.
منتقدان در مورد اجرای هنرمند جدید با تحسین صحبت میکردند.
he spent hours rhapsodizing about his favorite book.
او ساعتها در مورد کتاب مورد علاقهاش با تحسین صحبت کرد.
they were rhapsodizing in the gallery about the stunning artwork.
آنها در گالری در مورد آثار هنری خیرهکننده با تحسین صحبت میکردند.
during the concert, fans were rhapsodizing over the band's latest hits.
در طول کنسرت، طرفداران در مورد להיטים جدید گروه با تحسین صحبت میکردند.
she couldn't stop rhapsodizing about her recent travel adventures.
او نمیتوانست از صحبت کردن با تحسین در مورد ماجراهای سفر اخیرش دست نکشد.
the teacher was rhapsodizing about the importance of literature.
معلم در مورد اهمیت ادبیات با تحسین صحبت میکرد.
he was rhapsodizing about the flavors of the gourmet meal.
او در مورد طعمهای غذای مجلسی با تحسین صحبت میکرد.
they found her rhapsodizing about her favorite movies quite entertaining.
آنها صحبت کردن او با تحسین در مورد فیلمهای مورد علاقهاش را بسیار سرگرمکننده یافتند.
after the performance, the audience was rhapsodizing about the lead actor.
پس از اجرا، تماشاگران در مورد بازیگر اصلی با تحسین صحبت میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید