rhetorically

[ایالات متحده]/ri'tɔrikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که بلاغت یا هنر سخن گفتن قانع‌کننده را تأکید می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

asked rhetorically

پرسیده شد به صورت بلاغی

commented rhetorically

به صورت بلاغی اظهار نظر شد

stated rhetorically

به صورت بلاغی بیان شد

suggested rhetorically

به صورت بلاغی پیشنهاد شد

جملات نمونه

Can you rhetorically ask me a more challenging question?

آیا می‌توانید از من سوالی چالش‌برانگیزتر بپرسید، به صورت بلاغت‌آمیز؟

She used the word rhetorically to emphasize her point.

او از این واژه به صورت بلاغت‌آمیز برای تأکید بر حرفش استفاده کرد.

Rhetorically speaking, what is the purpose of this experiment?

به طور بلاغت‌آمیز، هدف از این آزمایش چیست؟

He raised his eyebrow rhetorically, waiting for a response.

او با تعجب و به صورت بلاغت‌آمیز ابرویش را بالا آورد و منتظر پاسخ ماند.

Rhetorically, is there any other choice we can consider?

به طور بلاغت‌آمیز، آیا انتخاب دیگری وجود دارد که بتوانیم در نظر بگیریم؟

Rhetorically, can we afford to ignore the consequences of our actions?

به طور بلاغت‌آمیز، آیا می‌توانیم نادیده گرفتن عواقب اعمال خود را تحمل کنیم؟

She sighed rhetorically, knowing the answer already.

او با ناامیدی و به صورت بلاغت‌آمیز آهی کشید، زیرا می‌دانست جواب چیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید