rhythmics

[ایالات متحده]/ˈrɪðmɪks/
[بریتانیا]/ˈrɪðmɪks/

ترجمه

n. مطالعه ریتم؛ نظریه ریتم

عبارات و ترکیب‌ها

musical rhythmics

ریتم موزیکال

body rhythmics

ریتم بدنی

dance rhythmics

ریتم رقص

rhythmics training

آموزش ریتمیک

rhythmics exercises

تمرینات ریتمیک

rhythmics games

بازی‌های ریتمیک

rhythmics activities

فعالیت‌های ریتمیک

rhythmics skills

مهارت‌های ریتمیک

creative rhythmics

ریتمیک خلاقانه

rhythmics movement

حرکت ریتمیک

جملات نمونه

she excels in rhythmics and often participates in competitions.

او در ریتمیک برتری دارد و اغلب در مسابقات شرکت می کند.

rhythmics is an important aspect of dance training.

ریتمیک یک جنبه مهم آموزش رقص است.

he teaches rhythmics to children at the local community center.

او ریتمیک را به کودکان در مرکز جامعه محلی آموزش می دهد.

understanding rhythmics can enhance your musical abilities.

درک ریتمیک می تواند توانایی های موسیقی شما را افزایش دهد.

the rhythmics of the poem create a beautiful flow.

ریتم شعر یک جریان زیبا ایجاد می کند.

many athletes incorporate rhythmics into their training routines.

بسیاری از ورزشکاران ریتمیک را در برنامه های تمرینی خود گنجانده اند.

she uses rhythmics to improve her coordination and balance.

او از ریتمیک برای بهبود هماهنگی و تعادل خود استفاده می کند.

rhythmics can be a fun way to engage with music.

ریتمیک می تواند راه سرگرم کننده ای برای تعامل با موسیقی باشد.

incorporating rhythmics into your exercise routine can be beneficial.

گنجاندن ریتمیک در برنامه ورزشی شما می تواند مفید باشد.

she studied rhythmics in college as part of her degree.

او ریتمیک را در دانشگاه به عنوان بخشی از مدرکش مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید