ricked

[ایالات متحده]/rɪkt/
[بریتانیا]/rɪkt/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته rick

عبارات و ترکیب‌ها

ricked up

بالا کشیدن

ricked out

بیرون کشیدن

ricked off

دور کردن

ricked back

پس کشیدن

ricked away

دور بردن

ricked down

پایین کشیدن

ricked around

چ دور زدن

ricked in

وارد کردن

ricked over

روی آن کشیدن

ricked through

از آن عبور کردن

جملات نمونه

he ricked his back while lifting weights.

او در حین بلند کردن وزنه کمر خود را پیچاند.

she ricked her ankle during the game.

او در حین بازی مچ پا خود را پیچاند.

the technician ricked the wiring while repairing the machine.

تکنسین در حین تعمیر دستگاه سیم‌کشی را پیچاند.

after he ricked his shoulder, he needed physical therapy.

بعد از پیچ خوردن شانه او، به فیزیوتراپی نیاز داشت.

be careful not to rick your neck while sleeping.

هنگام خواب مراقب باشید گردن خود را پیچ نیندازید.

she ricked her wrist while playing tennis.

او در حین بازی تنیس مچ دست خود را پیچاند.

he ricked his knee while running on uneven ground.

او در حین دویدن روی زمین ناهموار زانویش را پیچاند.

the athlete ricked his hamstring during the sprint.

دوچرخه‌سوار در طول دوی سرعت عضله همسترینگ خود را پیچاند.

she ricked her foot while hiking on the rocky trail.

او در حین پیاده‌روی در مسیر صخره‌ای پایش را پیچاند.

he was afraid to move after he ricked his back.

او بعد از پیچ خوردن کمرش از حرکت کردن می‌ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید