ricochet

[ایالات متحده]/ˈrɪkəʃeɪ,ˈrɪkəʃet/
[بریتانیا]/ˈrɪkəʃeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برگشت; پرش; بازگشت
v. برگشتن; بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

bullets ricochet

ضربه به هدف نمی‌خورد

ricochet off walls

از دیوارها به عقب پرتاب شدن

ricochet sound

صدای برخورد و پرتاب

جملات نمونه

the sound ricocheted around the hall.

صدای پژواک در سالن طنین‌انداز بود.

The bullet ricocheted from the wall.

گلوله از دیوار منحرف شد.

The bullet ricocheted off the bridge.

گلوله از روی پل منحرف شد.

a bullet ricocheted off a nearby wall.

گلوله از یک دیوار نزدیک منحرف شد.

The bullets ricocheted off the stones.

گلوله‌ها از سنگ‌ها به عقب برخورد کردند.

they fired off a couple of rounds, ricocheting the bullets against a wall.

آنها چند دور شلیک کردند و گلوله‌ها را به دیوار کوبیدند.

نمونه‌های واقعی

Higher energy costs could ricochet through other industries.

هزینه‌های بالای انرژی می‌توانند از طریق سایر صنایع به عقب بازگردند.

منبع: New York Times

Day in and day out, the ricochet effect keeps them unfocused and unproductive.

روزانه، اثر پرتابی باعث عدم تمرکز و عدم بهره‌وری آنها می‌شود.

منبع: Science in Life

Some, meeting the liquid surface, would ricochet and vanish into the sea at considerable distances.

بعضی‌ها، با برخورد به سطح مایع، پرتاب شده و در فواصل قابل توجهی در دریا ناپدید می‌شدند.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

But he could have been describing the ricocheting highs and lows of this moment in America.

اما می‌توانست در مورد فراز و نشیب‌های این لحظه در آمریکا صحبت کند.

منبع: Hillary's 2018 Yale University graduation speech

The general ricochet of the whole over pits and prominences had the gravest pitch of the chime.

پرتاب کلی کل چیزها از روی گودال‌ها و برآمدگی‌ها، لحن جدی زنگ را داشت.

منبع: Returning Home

Although the news largely escaped attention in the media, it ricocheted through the world of infectious disease experts.

اگرچه این خبر عمدتاً از توجه رسانه‌ها دور ماند، اما در دنیای متخصصان بیماری‌های عفونی منتشر شد.

منبع: Newsweek

The spell hit the skrewt's armor again and ricocheted off; Harry staggered back a few paces and fell over.

جادو دوباره به زره اسکروئ برخورد کرد و از آن پرتاب شد؛ هری چند قدمی به عقب سر خورد و افتاد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

These collisions further heat the gas until the hydrogen atoms don't collide and ricochet but coalesce to form helium atoms!

این برخوردها باعث افزایش بیشتر گرمای گاز می‌شوند تا اتم‌های هیدروژن برخورد نکنند و پرتاب نشوند، بلکه با هم ترکیب شوند و اتم‌های هلیوم را تشکیل دهند!

منبع: The Great Science Revelation

But the ball merely ricocheted off a tree trunk, mocking my efforts.

اما توپ فقط از تنه درخت پرتاب شد و تلاش‌های من را مسخره کرد.

منبع: 202323

She had been walking on plenty of those lately, her house ricocheting with grief.

او اخیراً روی بسیاری از آنها راه می‌رفت، خانه‌اش با غم و اندوه پر شده بود.

منبع: Friday Flash Fiction - 100-word Micro Fiction

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید