ridding

[ایالات متحده]/ˈrɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از بار رها کردن یا چیزی ناخواسته را برداشتن؛ دور انداختن یا دور انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

ridding yourself

از شرار خود رهایی

ridding the world

رهایی از جهان

ridding bad habits

از شر عادت‌های بد رهایی

ridding old clothes

از شر لباس‌های قدیمی رهایی

ridding negative thoughts

از شر افکار منفی رهایی

ridding of pests

از شر آفات رهایی

ridding the house

از شر خانه رهایی

ridding harmful substances

از شر مواد مضر رهایی

ridding clutter away

از شر آشفتگی‌ها رهایی

ridding the environment

از شر محیط زیست رهایی

جملات نمونه

she is focused on ridding her house of clutter.

او بر پاکسازی خانه خود از شلوغی تمرکز دارد.

ridding the garden of weeds is essential for healthy plants.

حذف علف‌های هرز از باغ برای رشد سالم گیاهان ضروری است.

they are ridding themselves of negative thoughts.

آنها در حال خلاص شدن از افکار منفی هستند.

the team is ridding the software of bugs.

تیم در حال رفع اشکالات نرم افزار است.

ridding the world of poverty is a challenging goal.

حذف فقر از جهان یک هدف چالش برانگیز است.

she believes in ridding her diet of processed foods.

او معتقد است که رژیم غذایی خود را از غذاهای فرآوری شده پاک کند.

ridding the community of crime requires cooperation.

حذف جرم و جنایت از جامعه نیاز به همکاری دارد.

he is ridding his life of toxic relationships.

او در حال خلاص شدن از روابط سمی در زندگی خود است.

ridding the environment of pollution is crucial for future generations.

حذف آلودگی از محیط زیست برای نسل های آینده بسیار مهم است.

they are ridding the old system of inefficiencies.

آنها در حال حذف ناکارآمدی ها از سیستم قدیمی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید