ridgils

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒɪl/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒɪl/

ترجمه

n. حیوانی که یک یا هر دو بیضه آن برداشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

ridgil road

خیابان ریدگیل

ridgil park

پارک ریدگیل

ridgil street

خیابان ریدگیل

ridgil area

منطقه ریدگیل

ridgil house

خانه ریدگیل

ridgil school

مدرسه ریدگیل

ridgil farm

مزرعه ریدگیل

ridgil creek

چشمه ریدگیل

ridgil hill

تپه ریدگیل

ridgil bridge

پل ریدگیل

جملات نمونه

he decided to ridgil his old car to make space for a new one.

او تصمیم گرفت ماشین قدیمی خود را از بین ببرد تا فضایی برای یک ماشین جدید باز کند.

she was able to ridgil her closet of clothes she no longer wore.

او توانست کمد لباس خود را از لباس‌هایی که دیگر نمی‌پوشید، پاک کند.

they plan to ridgil the backyard of weeds this weekend.

آنها قصد دارند این آخر هفته، حیاط پشتی را از علف‌های هرز پاک کنند.

it's time to ridgil your digital files and delete what you don't need.

وقت آن رسیده است که فایل‌های دیجیتال خود را پاک کنید و آنچه را که نیازی ندارید حذف کنید.

he wants to ridgil his life of negative influences.

او می‌خواهد زندگی خود را از تأثیرات منفی پاک کند.

she decided to ridgil her schedule of unnecessary meetings.

او تصمیم گرفت برنامه خود را از جلسات غیرضروری پاک کند.

we need to ridgil the project of any outdated information.

ما باید پروژه را از هرگونه اطلاعات قدیمی پاک کنیم.

he was determined to ridgil his diet of unhealthy snacks.

او مصمم بود رژیم غذایی خود را از میان وعده‌های ناسالم پاک کند.

they aim to ridgil the community of litter and promote cleanliness.

آنها قصد دارند جامعه را از زباله ها پاک کرده و به ترویج نظافت کمک کنند.

she feels relieved after she managed to ridgil her mind of worries.

او احساس رهایی می‌کند بعد از اینکه توانست ذهنش را از نگرانی‌ها پاک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید