ridging effect
اثر لبهبرش
ridging technique
تکنیک لبهبرش
ridging method
روش لبهبرش
ridging process
فرآیند لبهبرش
ridging system
سیستم لبهبرش
ridging design
طراحی لبهبرش
ridging strategy
استراتژی لبهبرش
ridging layer
لایه لبهبرش
ridging structure
ساختار لبهبرش
ridging feature
ویژگی لبهبرش
ridging is essential for soil conservation.
ایجاد پشته برای حفظ خاک ضروری است.
the ridging technique helps improve crop yields.
تکنیک ایجاد پشته به بهبود عملکرد محصول کمک می کند.
farmers often use ridging to manage water flow.
کشاورزان اغلب از ایجاد پشته برای مدیریت جریان آب استفاده می کنند.
ridging can prevent soil erosion during heavy rains.
ایجاد پشته می تواند از فرسایش خاک در هنگام باران شدید جلوگیری کند.
the ridging process requires careful planning.
فرآیند ایجاد پشته نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
ridging is commonly practiced in sustainable agriculture.
ایجاد پشته به طور معمول در کشاورزی پایدار انجام می شود.
they are ridging the fields to enhance drainage.
آنها در حال ایجاد پشته در مزارع برای بهبود زهکشی هستند.
proper ridging can improve soil aeration.
ایجاد پشته مناسب می تواند باعث بهبود تهویه خاک شود.
he learned about ridging techniques at the workshop.
او تکنیک های ایجاد پشته را در کارگاه یاد گرفت.
ridging is a practical solution for managing crop rows.
ایجاد پشته یک راه حل عملی برای مدیریت ردیف های محصول است.
ridging effect
اثر لبهبرش
ridging technique
تکنیک لبهبرش
ridging method
روش لبهبرش
ridging process
فرآیند لبهبرش
ridging system
سیستم لبهبرش
ridging design
طراحی لبهبرش
ridging strategy
استراتژی لبهبرش
ridging layer
لایه لبهبرش
ridging structure
ساختار لبهبرش
ridging feature
ویژگی لبهبرش
ridging is essential for soil conservation.
ایجاد پشته برای حفظ خاک ضروری است.
the ridging technique helps improve crop yields.
تکنیک ایجاد پشته به بهبود عملکرد محصول کمک می کند.
farmers often use ridging to manage water flow.
کشاورزان اغلب از ایجاد پشته برای مدیریت جریان آب استفاده می کنند.
ridging can prevent soil erosion during heavy rains.
ایجاد پشته می تواند از فرسایش خاک در هنگام باران شدید جلوگیری کند.
the ridging process requires careful planning.
فرآیند ایجاد پشته نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
ridging is commonly practiced in sustainable agriculture.
ایجاد پشته به طور معمول در کشاورزی پایدار انجام می شود.
they are ridging the fields to enhance drainage.
آنها در حال ایجاد پشته در مزارع برای بهبود زهکشی هستند.
proper ridging can improve soil aeration.
ایجاد پشته مناسب می تواند باعث بهبود تهویه خاک شود.
he learned about ridging techniques at the workshop.
او تکنیک های ایجاد پشته را در کارگاه یاد گرفت.
ridging is a practical solution for managing crop rows.
ایجاد پشته یک راه حل عملی برای مدیریت ردیف های محصول است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید