ridging

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شکل شیب درآمدن
n. فرآیند ایجاد شیارها یا شیب‌ها؛ مواد برای شیب‌های سقف
adj. مربوط به شکل‌گیری شیب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ridging effect

اثر لبه‌برش

ridging technique

تکنیک لبه‌برش

ridging method

روش لبه‌برش

ridging process

فرآیند لبه‌برش

ridging system

سیستم لبه‌برش

ridging design

طراحی لبه‌برش

ridging strategy

استراتژی لبه‌برش

ridging layer

لایه لبه‌برش

ridging structure

ساختار لبه‌برش

ridging feature

ویژگی لبه‌برش

جملات نمونه

ridging is essential for soil conservation.

ایجاد پشته برای حفظ خاک ضروری است.

the ridging technique helps improve crop yields.

تکنیک ایجاد پشته به بهبود عملکرد محصول کمک می کند.

farmers often use ridging to manage water flow.

کشاورزان اغلب از ایجاد پشته برای مدیریت جریان آب استفاده می کنند.

ridging can prevent soil erosion during heavy rains.

ایجاد پشته می تواند از فرسایش خاک در هنگام باران شدید جلوگیری کند.

the ridging process requires careful planning.

فرآیند ایجاد پشته نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

ridging is commonly practiced in sustainable agriculture.

ایجاد پشته به طور معمول در کشاورزی پایدار انجام می شود.

they are ridging the fields to enhance drainage.

آنها در حال ایجاد پشته در مزارع برای بهبود زهکشی هستند.

proper ridging can improve soil aeration.

ایجاد پشته مناسب می تواند باعث بهبود تهویه خاک شود.

he learned about ridging techniques at the workshop.

او تکنیک های ایجاد پشته را در کارگاه یاد گرفت.

ridging is a practical solution for managing crop rows.

ایجاد پشته یک راه حل عملی برای مدیریت ردیف های محصول است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید